يا ابا صالح المهدى ادركنى!
روزى در كتاب يكى از بزرگان اهل علم كه درباره امام مهدى، عليه السلام، به رشته تحرير درآمده مى خواندم كه: در تشكيلات اطلاعاتى انگلستان پرونده اى درباره مهدويت گردآورى شده كه تنها عكس امام، صلواة الله عليه، را كم دارد. شايد اين سخن كمى اغراق آميز به نظر بيايد اما، مطالعه نحوه عمل و حضور استعمار در سرزمينهاى اسلامى از يكى دو قرم قبل تا به امروز و آثارى كه منتشر ساخته اند پرده از واقعيتى در خور تامل برمى دارد. بى گمان بسيارى خاطرات «مستر همفرى » همان جاسوس انگليسى را كه به قصد جمع آورى اطلاعاتى از اوضاع سرزمينهاى اسلامى وارد اين منطقه شده بود مطالعه كرده اند.

در اين اثر خواننده بخوبى درمى يابد كه استعمار براى بسط سلطه سياسى و اقتصادى خود دهها سال پيش چگونه وارد عمل شده و چه طرحهايى را در افكنده است. «وهابيت »، حاصل طرحى بود كه در افكنده شد، به همان سال كه «بهايى گرى » ارمغان شوم استعمار در ايران بود و بسيارى از فرقه سازيهاى ديگر در سرزمين بزرگ اسلامى.

استعمار طى همه سالهاى حضورش به اين نكته واقف شده بود كه خط اصلى و مانع جدى بسط اهدافش را بايد درميان شيعيان جستجو كند، همان جمعيتى كه پرچم سرخ حسينى را طلايه دار خويش ساخته اند تا با بر هم زدن وضع انفعالى و مطلوب استعمارگران و برچيدن بساط ظالمانه آنها قدم در راهى نهند كه جهان را مهياى تشكيل و تاسيس دولت كريمه امام مهدى، عليه السلام، مى سازد. از اين رو شيعيان طى يكى دو قرن اخير زير بار ضربات پى در پى تازيانه استعمار قرار گرفته اند. چنانچه بسيارى از فرقه سازيها، رواج فراماسونرى و ساير ترفندهاى استكبارى متوجه اين جماعت بوده تا امكان روى پاى ماندن آنها فراهم نيايد. طى بيست سال اخير نيز بعينه ديده ايم كه با انواع حيل سعى در برهم زدن ثبات اقتصادى، سياسى و فرهنگى مردم ايران اسلامى داشته اند.

يك سال پس از پيروزى انقلاب، فيلمى با نام «نوستر آداموس » به ايران آمد، فيلمى كه پرده از يك توطئه برمى داشت. سازنده فيلم جمعى از يهوديان بودند كه با به تصوير كشيدن زندگى و اقوال يك پيشگو سعى در القاى اين نكته داشتند كه بزودى «حكومت جهانى » زير لواى يهود در بيت المقدس به وجود مى آيد.

«نوستر آداموس » آخرين فيلم نبود چنانكه از آن پس، آثار مكتوب و فيلمهاى بسيارى ساخته شد كه جملگى سخن از «نبرد نهايى » داشتند. نبردى كه منابع مسيحى و يهودى از آن خبر داده اند و بسيارى از منابع روايى اسلامى وشيعى نيز به گونه اى ديگر بر آن تاكيد دارند. در واقع آثار فرهنگى استعمار هميشه عهده دار ايجاد جو روانى و تبليغى لازم است، چنانكه دستگاههاى سياسى و نظامى آنها نيز وظيفه ايجاد امكان لازم براى مقابله با حوادث و رخدادهاى آينده را كه به همان «نبرد نهايى » است عهده دار شده اند.

واقعه انقلاب اسلامى، خود تاييدى بر اين امر بود. چنانكه حضرت امام خمينى، رحمة الله عليه، در ميان سخنان خودهمواره بر اين نكته تاكيد مى ورزيدند كه قرن حاضر، پايان سلطه استكبار است و انقلاب اسلامى زمينه ساز ظهور امام مهدى، عليه السلام، بى گمان جمله معروف «ما در انتظار رؤيت خورشيديم » را همه به ياد دارند.

طى دهه هاى اخير «آمادگى براى نبرد نهايى » به عنوان يك استراتژى سياسى و نظامى و فرهنگى در دستور كارآمريكا و انگليس قرار گرفت. استراتژى ويژه اى كه منابع مكتوب و فيلمهايى چون «آرماگدون و نوستر آداموس و...» آن را آشكار مى ساختند.

متاسفانه مقارن با همين سالها، استكبار سعى در القاى استراتژى ديگرى (متفاوت با استراتژى ويژه خود) به ملتهاى مسلمان داشت، امرى كه آنان را ديگر بار از آنچه پيش مى آمد و مى بايست آمادگى لازم را براى آن حاصل نمايد غافل مى ساخت و ديگر بار آنان را تابع منفعل سياستهاى استعمارى مى نمود.

خروج مسلمين از شرايط تحميل شده سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى استعمارگران غربى در گرو اتخاذ يك استراتژى ويژه و مبتنى بر دريافتهايى از «جهان آينده و آينده جهان » (بر اساس دريافتهاى دينى و گرفته از كلام معصومين، عليهم السلام) است. اما، فقدان سازمانهاى مطالعاتى در كنار القائات سوء دشمن كه سعى در دور ساختن مسلمين از هويت حقيقى ايشان دارد، مانع از اتخاذ اين استراتژى است.

بى گمان آنچه كه پيش از اين با عناوينى چون «نقطه عطف » و «استراتژى انتظار» مطرح كرده ايم، ناظر بر اين تذكرويژه است. امرى كه در ميان غوغاى سياستمداران و طالبان قدرت پنهان مى ماند و آخرين فرصتها را براى تحقق آرمانهاى خمينى كبير و ايجاد آمادگى براى ورود به عصرى كه همگان شاهد ورود پيك پى خجسته ايمان و رستگارى انداز بين مى برد.

اما بعد;

با پوزش از خوانندگان عزيزمان;

از آنجا كه «موعود»، همواره شاهد كم لطفيهاى بسيارى از دست اندركاران امور فرهنگى كشور بوده و بسيارى ازشيعيان متمكن نيز از حداقل حمايت درباره نشر مجموعه اى از آثار فرهنگى ويژه اين موضوع مهم و حياتى دريغ ورزيده اند; متاسفانه در اين غوغاى گرانى كاغذ ناگزير به تغيير نوع كاغذ مجله شديم.

والسلام

 

ماهنامه موعود شماره 12