تحصيلات عالی
|
تحصيلات عالی |
|
جنینگز، وقتی دست های آلوده اش را می شست، گفت: دانشگاه فایده ای نداشت. با آن همه کاهش بودجه نمی توانستند چیز زیادی به ما یاد بدهند. آن ها فقط به ما مدرک دادند و ما را فرستادند دنبال کارمان. - چطور آموزش دیدید؟. - ما آموزش ندیدیم، اما چه فرقی می کند؟. ببین حالا من به کجا رسیده ام. پرستاری در را باز کرد. - دکتر جنینگز، شما را در اتاق عمل می خواهند.
داستان کوتاه از ران بست.نویسنده ی انگلیسی
|
+ نوشته شده در جمعه ۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله