سلام امشب قصد دارم چند خط بنویسم از دعوایی که تو میدون خزر افتادم .امروز همرا دو تا از دوستام از سرویس دانشگاه پیاده شدم ۱۰۰ متر راه نرفته بودیم که بقل دکه ی روزنامه فروشی به صحنه ی عجیبی برخوردم که برام خیلی تعجب اور بود ولی تکراری بود .یه پسر هم قد هیکل خودم(حدود ۱۸۰ سانتی متر و فکر کنم سنگین تر از من!)یه هویی شروع کرد به  دوییدن برام عجیب بود زوم کردم روش دیدم دو تا دختر دارن از بقل دستش رد میشدند که یه هو با دستاش .....دختره هم با کیفش زد تو صورت پسره و پسره که حال درستی نداشت مجبور شد تو این هیر وبیر وایسه دختره دو تا کشیده ابدار خابوند تو گوش پسره بعدشم دوتا لگد زد تو شکم پسره که دومیش رو پسره با دستش گرفت و ول نمی کرد حالا تازه شروع کرده به دختره فحش دادن منو با سه چهار تا مردای سرخیابون جلوشو گرفتیم و از دختره خواستیم که اونجا رو ترک کنه دختر که یه خورده از ما فاصله گرفته بود پسره اصرار میکرد که مردم ولش کنند بره دختره رو بزنه حالا به مردم فحش داد و گفت که اگه ولش نکنند.....و هزار تا تهدید که همه جا زدند و اونوقت منم که یه خورده برام این صحنه گرون تموم میشد اگه دختره کتک میخورد پریدم جلو وضع درست درمونی هم نداشتم (ژولیده و شلخته اگه کیف دستم نبود همه فکر میکردن سر چهاراهی هستم!)خلاصه تو همین هیر وبیر که داشتم کنترلش میکردم منو هم تهدید کرد و دید که کنار نمیرم هولم داد و منم کیفم رو دادم به دوستم و گارد دفاع از خودم گرفتم حالا این وسط مردم هم اومدن ما رو از هم جدا کردند و دختره هم سوار سرویس دانشگاه شد و رفت.رفتم تو صف تاکسی دیدم پسره برگش و گفت من بچه این میدونم اگه سوت بزنم ۲۰ نفر جمع میشن و از این جور جملات که فقط منتظر سوتی من بود که دعوا رو راه بندازه و منم بنا به تجاربی که در این زمینه ها داشتم سعی کردم کم نیارم گفتم :منم کم ادم ندارم اگه مرد بودی که با دخترا در نمی افتادی وجودشو نداری چرا همین الان در نمی افتی دوستات نیستند من کتک خورم خوبه ولی پاش که بیافته تا دم در خونتون میام و میزنمت "برگشت گفت نه تو یه الف دانشجو برام بزرگ شدی منم خطشو گرفتم این اقا فکر میکنه دانشجو ها از مریخ اومدند و همشون سوسولن گفتم برو داداش شر نشو منم مثل تو بودم که الان دانشجوام تموم این داستان رو برای همین خط گفتم که بعد از جدا کدن طرفینمون از دعوا توسط مردم برگشتم بهش گفتم من دارم میرم و بچه ی بابلم فقط بهت یه نصیحت برادرانه میکنم :برو ببین خدات کیه چون خدای من اجازه نداده به من با دخترا همچین کاری کنم برو مرد شو من از تو بدتر بودم ولی با ناموس مردم کاری نداشتم اینجا بود که یکی از تاثیر گذارترین جملاتی که تو زندگیم شنیده بودم رو باید به خاطرم بسپارم که پسره گفت دمت گرم داداش اشتباه کردم مست بودم!

 


خدای من ، خدای عزیز من ، باز هم امتحانی دیگر ؟

تونستم از ژسش بر بیام میدونید چرا؟دوستام تو ترمینال بهم گفتن تو که بوکسور بودی!!!چرا نزدیش منم با جمله اخریم خیلی حال کردم که گفتم :مشتام شاید وزنش باشه ۲۰۰ کیلو پس تکون دادنش انرژی زیادی رو میطلبید من زبون ۲۰۰ گرمی خودم رو تکون دادم تا انرژی کمتری هدر بدم و خدا رو شکر کردم و برگشتم بخونه ولی خیلی متاسف شدم به حال ملت خودم خیلی....!.راه رفتن تو شهر خيلي سخت شده " خيلي !مخصوصا برا دخترا!