کاش می شد هر چیز کاملی را به این شکل دو نیم کرد.کاش هر کسی می توانست از این قالب تنگ و بیهوده اش بیرون بیاید.وقتی کامل بودم همه چیز برایم طبیعی،درهم و برهم و احمقانه بود،مثل هوا گمان می کردم همه چیز را می بینم،ولی جز پوسته ی سطحی آن،چیزی را نمی دیدم.اگر روزی نیمی از خودت شدی، که امیدوارم این طور بشود،چون بچه هستی،چیزهایی را درک خواهی کرد که فراتر از هوشمندی مغزهای کامل است.تو نیمی از خودت و دنیا را از دست خواهی داد،ولی نیمه ی دیگرت هزاران بار ژرف نگرتر و اندیشمندتر خواهد شد،چون زیبایی،خرد و عدالت فقط در چیزی وجود دارد که قطعه قطعه شده است."