روان شناسی ، در یک روزنامه آگهی داد...

" مشاوره زنانی که از شوهرانشان راضی نیستند!!"

خیلی از زوج ها و زن ها به سراغ روان شناس آمده و مشاوره می گرفتند. یک روز منشی روان شناس ، زن تنهایی را با داخل اتاق فرستاد. وقتی روان شناس زن را دید ، خیلی تعجب کرد. آن زن کسی نبود جز همسر خودش!

همسر روان شناس هم ، از این که این مطب شوهرش است ،بهت زده شده بود. زن خواست که خارج شود که روان شناس گفت :

- برای چه اینجا آمده ای؟!... اینجا محل مراجعه زن هایی است که از شوهرانشان راضی نیستند! مگر به تو پول - ماشین و ویلا ندادم؟! باز هم  راضی نیستی؟

زن گفت :

- نه!!... تو هیچ وقت برای من یک شاخه گل نخریدی! و نگفتی که دوستت دارم!!