مادر
فرزند زمادر است خرسند
بيگانه كجا و مهرمادر
پروين اعتصامي

شيرين نشد چوزحمت مادر، وظيفه اي
فرخنده ترنديدم ازين هيچ دفتري
پروين اعتصامي

به گاهواره مادر به كودكي بسي خفت
سپس به مكتب حكمت،حكيم شد لقمان
پروين اعتصامي

هميشه دختر امروز مادر فرداست
زمادر است ميسر،بزرگي پسران
پروين اعتصامي

دامن مادر،نخست آموزگاركودك است
طفل دانشور، كجاپرورده نادان مادري
پروين اعتصامي

چو او زايد از مادر پرهنر
بسان درختي شود بارور فردوسي

حديث صبرمن از روي تو همان مثل است
كه صبرطفل به شير ازكنار مادر خويش سعدي

كه دانند پروردگان خرد
كه طاعت همان به كه مادر برد
سعدي

پدر چون علم ومادر هست اعمال
به سان قرة العين است احوال
شيخ محمودشبستري

نمي گويم كه مادر يا پدر كيست
كه با ايشان به عزت بايدت زيست
شيخ محمودشبستري

مي كند از مهرباني شير مادر را زياد
طفل بدخو هرقدر خون دردل مادر كند
صائب تبريزي

ندارد كيميائي چون محبت عالم امكان
كه خون ازمهر درپستان مادر شيرمي گردد
صائب تبريزي

بردر يتيم است صدف دامن مادر
يوسف عبث ازتنگي زندان گله دارد
صائب تبريزي

اگرخورشيد خواهي سايه بگذار
چومادر هست شير دايه بگذار
عطارنيشابوري

من يقينم كه تا جهان باشد
زو سخي تر نزايد از مادر
فرخي سيستاني

هاتفي گفت كه ابرام بنه
مادر است اين دلش آزار مده

اين چنين دل نبود با همه كس
كاين دل مادر كان باشد وبس

گربود هيچ دلي عرش خد
بتود آن دل ،دل مادر تنه
ملك الشعراي بهار

گرنبودي دل مادر به جهان
آدميت شدي از چشم نهان
ملك الشعراي بهار

ازتو گر مادر تو نيست رض
دان كه راضي نبود از تو خد
ملك الشعراي بهار

خدا منعم است و مربي پدر
بود مادر از هردو دلسوزتر

خدارا پرست وپدر را ستاي
ولي جان به قربان مادر نماي
ملك الشعراي بهار

آن ترشروئي مادر يا پدر
حافظ فرزند شد از هر ضرر مولوي