کوروش بزرگ (cyrus the great)
(cyrus the great)
![]()
کوروش در 580 ق.م در ایالت آنشان(در46کیلومتری شیراز کنونی )که در ان زمان یکی از ایالات امپراتوری ماد بود به دنیا آمد مادر وی ماندانا دختر امپراتور ماد و پدرش کمبوجیه اول شاه آنشان واز پارسیان وپدربزرگش کوروش اول و وی نیز شاه آنشان بود از ابتدای کودکی نشانه های خردمندی بزرگ منشی و ذکاوت در وی اشکار بود.
هرودوت میگوید:"در کودکی با اینکه از هوش و ذکاوت یالایی بر خوردار بود اما در طرز محبتش نشانی از خودخواهی دیده نمی شد بلکه کلامش حاکی از نوعی سادگی و بی آلایشی و مهر و محبت بود بدین جهت همه دوستش داشتند" نیز میگوید:"در جوانی در هنگام تمرین ورزشهایی مانند سوارکاری و تیراندازی برای اینکه رقیبان خود را نرنجاند مسابقه را انتخاب نمیکرد زیرا ازهمه قوی تر بود و میدانست حتما برنده خواهد شد از این رو تمرینهایی را انتخاب میکرد که خود را در انها ضعیف ترمیدانست اما در انها نیز برنده بود در بیست سالگی سرامد جوانان بود و در بین انها با تلاش و کوشش در همه تمرینها و با احترام گذاشتن به سالخوردگان و فرمان بری از استادان انگشت نما گردید" کوروش که نابسامانی های کشور را در اواخر حکومت مادها بر ایران میدید سعی کرد نظر بزرگان ماد را به خود جلب کند شاه ماد بیمناک شد و کورش را نزد خود خواند اما او از رفتن سرباز زد شاه ماد که از عاقبت کار هراسناک بود سپاهی را برای سرکوب کوروش روانه کرد اما فرمانده سپاه تسلیم کوروش شد در نتیجه این کار ، کوروش به هگمتانه لشکرکشی کرد و در 550 ق.م با پیروزی وارد هگمتانه شد و امپراتوری هخامنشیان را بنیانگذاری کرد

با انتشار خبر فتح هگمتانه و انقراض حکومت ماد فرمانروایان لیدی که با بابل و مصر و حکومتهای اسیای صغیر متحد شده بودند برای تصرف قسمتی از ایران با بهانه خویشاوندی با شاه ماد در صدد ضربه زدن به کوروش برآمدند کوروش پس از آگاهی از این توطئه سپاهیانش را به طرف سارد پایتخت لیدی گسیل داشت وی در این نبرد نیز پیروز بود در نتیجه این حمله در 547ق.م سارد و شهرهای آسیای صغیر یکی پس از دیگری به دستان پر توان کوروش کبیر سقوط کرد هدف بعدی کوروش بابل بود که با لیدی متحد شده بود در این حمله هم موفقیت با کوروش یار بود ارتش ایران در 539 ق.م بابل را تصرف کرد و این شهر به امپراطوری هخامنشی پیوست به این ترتیب کوروش کبیر بنیانگذار بزرگترین امپراطوری درتاریخ و یکی ازدرخشان ترین دوره های تاریخ ایران شد.وی تنها بخاطرفتوحاتش مشهور نشد بلکه بویژه بیشتربه علت رفتار بزرگ منشانه و خرد مندانه اش در قبال دوستان و دشمنانش مشهور است رفتار کوروش که حاکی از نوعی تسامح ونوع دوستی بر پایه صلح و حقوق بشربود رفتاری کاملامتفاوت درآن زمان و حیرت انگیز است مثلا رسم معمول درآن دوران این بود که وقتی شهری بر اثر جنگ سقوط می کرد ساکنینش قتل عام می شدند و اعتقادات آنها مورد بی احترامی قرار می گرفت وکشور قالب اعتقادات خود را تحمیل می کرد اما در جنگهای کوروش هیچ یک از مردم عادی کشته نمی شدند وبه اعتقادات آنها احترام گذاشته می شد ومردم در سرتاسر امپراطوری در پذیرش دین خود آزاد بودند
اميو آ می گوید:"کوروش با همه علاقه و اعتقادی که به اهورا مزدا داشت هيچ گاه درصدد بر نيامد که او را به ملت های مختلفی که امپراتوری او را تشکيل می دادند و افکار و اعتقادات آنها هيچ گونه مطابقتی با پارسيان نداشت تحميل کند. او به همه اديان احترام می گذاشت." (کوروش پادشاه ايران.اميو آ)
رفتار کوروش خصوصا در مقایسه با رفتار دیگر پادشاهان در همان زمان برجسته تر می شود زیرا این در حالی بود که در مصر مردم به بیگاری گرفته می شدند و در بابل بردگی وجود داشت و در چین کارگران بی مزد مجبور به ساختن دیوار چین بودند و حتی در یونان که ادعای دموکراسی داشت از چهارصدهزارنفر دویست وپنجاه هزارنفر برده بودند اما در همین زمان در ایران کسی به بیگاری گرفته نمی شد، بردگی وجود نداشت و کارگران حقوق و مزایا داشتند کوروش پس از ورود به بابل بردگان را آزاد کرد و اجازه داد به وطن خود باز گردند و در این هنگام بود که اولین سند حقوق بشر را در تاریخ به یادگار گذاشت
حال آيا کوروش همان ذوالقرنينی است که در قرآن از او نام برده شده؟
استاد علامه طباطبايی می گويد:"اگر ذوالقرنین قرآن مردی مومن به خدا و به دين توحيد بوده است کوروش نيز اين چنين بوده است و اگر ذوالقرنين پادشاهی عادل و رعيت پرور بوده کوروش نيز چنين بود. اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سياستمدار بوده او نيز بود اگر دين،عقل،فضايل اخلاقی و ثروت و شوکت داشت کوروش هم داشت. همان طور که قرآن فرموده کوروش نيز سفری به سوی مغرب کرد بر لیدی و پيرامون آن مسلط شد بار ديگر به سوی مشرق سفرکرد آنجا مردمی ديد صحرا نشين و وحشی که در بيابان زندگی می کردند به آنها کمک کرد سدی ساخت در مقابل قبيله و قومی که آنها را آزار می دادند. در تنگه داريال ميان کوه های قفقاز و نزديک به شهر تفليس."(تفسير الميزان.علامه طباطبايی)
ابوالکلام آزاد نيز چنين نظری دارد چرا که تمام ويژگی های اخلاقی و همچنين مسير لشگرکشی ها و سفرهای کوروش با آن چه در قرآن آمده است را يکسان می داند. استاد محمد تقی شريعتی نيز با اين نظريه کاملا موافق بوده اند.
کورش کبیر سرانجام در جنگ با سکاها که اقوامی وحشی و بیابان گرد بودند کشته شد پیکر وی توسط کمبوجیه با احترام به پاسارگاد برده و دفن گردید.کورش به دلیل علاقه وافری که به ایران داشت فرمان داد: "فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومییایی به خاک سپارند تا ذرات بدنم خاک ایران را تشکیل دهند"
آرامگاه کورش کبیر در پاسارگاد:

بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله