پائولو کو ئلیو با عشق زیستن را در غالب حکایتی چنین می نگارد
پائولو کو ئلیو با عشق زیستن را در غالب حکایتی چنین می نگارد:
یکی بود یکی نبود ٬ در روزگاری دور مردی بود که همه ی زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود ، وقتی مُرد ، همه می گفتند به بهشت رفته است،ادم مهربانی مثل او حتماً به بهشت می رود هر چند بهشت برای این مرد چندان مهم نبود اما ، به هر حال به بهشت می رود .
روح مرد بر دو راهی بهشت و جهنم ایستاده بود ، دربان نگاهی به اسامی کرد و چون اسم مرد را در میان بهشتیان نیا فت او را به جهنم فرستاد ، زیرا جهنم هیچ نیازی به دعوت نامه یا کارت شنا سایی نداشت و بدین ترتیب مرد در جهنم مقیم گشت .
چند روز گذشت و ابلیس با ناراحتی و خشم به دروازه بهشت رفت و گریبان مسئول
مربوطه را گرفت وگفت :این کار شما تروریسم خالص است !
مسئول مربوطه با حیرت از شیطان دلیل خشم او را پرسید و شیطان با خشم گفت :
ان مرد را به دوزخ فرستاده اید و از وقتی او امده کار وزندگی ما را به هم زده .از وقتی که رسیده ،به حرف های دیگران گوش می دهد، در چشمهایشان نگاه می کند و به درد و دل شان می رسد
به خاطر بسپار! با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا بر تصادف در دوزخ
افتادی،خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند.
مطالب دیگر پائولو کو ئلیو
دنیای عجیب دکتر دکتر علی شریعتی
مرغ توکا تصمیم می گیرد پائولو کوییلو
چگونه جهنم را پر نگه می دارند ؟ پائولو کوییلو
باز هم در باره دکتر محمود حسابی (پروفسورحسابی)
در جستجو تردید نکن پائولو کوییلو
الگوی بهتر چیست ؟ پائولو کوییلو
آن جا که خدا هست پائولو کوییلو
بدان را فراموش نکن پائولو کوییلو
شیوه جلب رضایت خدا پائولو کوییلو
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله