ذهن و تنبلی از نگاه کريشنا مورتی
کريشنا مورتی ميگويد ...
اگر نتوانيم از موقعيت هايي كه موجب نگرانيمان ميشود پرهيز كنيم ناگزير بايد با آن روبرو شويم !
براي رها شدن از شر نگراني شما عموماً ميكوشيد كه از مساله فرار كنيد , شما به معبد , يا سينما ميرويد , روزنامه ميخوانيد , راديو روشن ميكنيد و يا راه فرار ديگري پيدا ميكنيد . اما فرار از مساله آنرا حل نخواهد كرد ! زيرا هنگامي كه باز ميگرديد , مساله سر جايش هست ؛ پس چرا از همان اول با مساله روبرو نمي شويم ؟!
نگراني چيست ؟! هنگاميكه ذهن مساله را پي در پي مرور ميكند و پيوسته نگران آن است , اين حالت را به اصطلاح نگراني و دلهره ميخوانيم .
ذهن چيست ؟! هر آنچه كه تا كنون آموخته ايد , ياد همهء تجربيات كوچكتان , آنچه كه پدر و مادرتان و آموزگاران به شما گوشزد كرده اند ,مطالبي كه در كتاب ها خوانده ايد و .... ذهن را تشكيل ميدهد . ذهن تنها آنچه را كه در سطح ميبيند در بر نميگيرد , بلكه شامل لايه هاي لايه هاي ژرفناك ناخود آگاه هم هست !
حال ذهن ميخواهد سرگرم چيزي باشد , همانگونه كه مادري دلواپس فرزندان خويش , كد بانويي نگران آشپزي اش و سياستمداري نگران محبوبيتش است . و ذهني كه گرفتار باشد هيچگاه نميتواند مساله را حل كند مادامي كه ذهن سرگرم است , چه اين مشغوليت مادي يا معنوي باشد , چنين ذهني كوچك و كم مايه است و ذهن كم مايه هيچگاه نميتواند مساله را حل كند !!!
براي رها شدن از شر نگراني شما عموماً ميكوشيد كه از مساله فرار كنيد , شما به معبد , يا سينما ميرويد , روزنامه ميخوانيد , راديو روشن ميكنيد و يا راه فرار ديگري پيدا ميكنيد . اما فرار از مساله آنرا حل نخواهد كرد ! زيرا هنگامي كه باز ميگرديد , مساله سر جايش هست ؛ پس چرا از همان اول با مساله روبرو نمي شويم ؟!
نگراني چيست ؟! هنگاميكه ذهن مساله را پي در پي مرور ميكند و پيوسته نگران آن است , اين حالت را به اصطلاح نگراني و دلهره ميخوانيم .
ذهن چيست ؟! هر آنچه كه تا كنون آموخته ايد , ياد همهء تجربيات كوچكتان , آنچه كه پدر و مادرتان و آموزگاران به شما گوشزد كرده اند ,مطالبي كه در كتاب ها خوانده ايد و .... ذهن را تشكيل ميدهد . ذهن تنها آنچه را كه در سطح ميبيند در بر نميگيرد , بلكه شامل لايه هاي لايه هاي ژرفناك ناخود آگاه هم هست !
حال ذهن ميخواهد سرگرم چيزي باشد , همانگونه كه مادري دلواپس فرزندان خويش , كد بانويي نگران آشپزي اش و سياستمداري نگران محبوبيتش است . و ذهني كه گرفتار باشد هيچگاه نميتواند مساله را حل كند مادامي كه ذهن سرگرم است , چه اين مشغوليت مادي يا معنوي باشد , چنين ذهني كوچك و كم مايه است و ذهن كم مايه هيچگاه نميتواند مساله را حل كند !!!
...تنها ذهني كه آزاد و سر زنده است مي تواند به حل مساله بپردازد .
اما داشتن ذهن آزاد بسيار دشوار است . گاهگاهي كه در كنار رود و يا در اطاق خود نشسته ايد , خود را مشاهده كنيد , خواهيد ديد چگونه آن فضاي كو چكي كه ما از آن آگاهيم و ذهنش ميخوانيم , پيوسته با انديشه هاي بسيار انباشته شده است و به چيزي سرگرم است . چنين ذهني كوچك و كم مايه است و نميتواند به حل مساله بپردازد .
ذهن آزاد , ذهني است كه بدون مقاومت است و چون داراي فضاي آزاد است , از سكوت برخوردار است و از اين سكوت است كه همهء انديشه ها پديدار ميگردد .
تنبلي .....
هنگاميكه ذهن از واكنشها و پويش هاي زيركانه خويشتن نا آگاه باشد , چنين ذهني تنبل و جاهل است . اگر نتوانيد در آزمونهايتان موفق شويد , اگر كتابهاي بسيار نخوانده باشيد , اينها جهالت نيست . جهالت حقيقي آنست كه دانشي از خويشتن نداشته باشيد . ادراكي از اينكه چگونه ذهنتان عمل ميكند و انگيزه ها و واكنشهايتان چيست , نداشته باشيد .
انساني كه صرفاً ميپذيرد , رد ميكند و تقليد ميكند , انساني كه از روي ترس شيار حقيري براي خويشتن ميكند , در واقع تنبل است و بنابر اين ذهنش دچار زوال و فروپاشي ميشود .
اما انساني كه مراقب است تنبل نيست .
كريشنا مورتي
اما داشتن ذهن آزاد بسيار دشوار است . گاهگاهي كه در كنار رود و يا در اطاق خود نشسته ايد , خود را مشاهده كنيد , خواهيد ديد چگونه آن فضاي كو چكي كه ما از آن آگاهيم و ذهنش ميخوانيم , پيوسته با انديشه هاي بسيار انباشته شده است و به چيزي سرگرم است . چنين ذهني كوچك و كم مايه است و نميتواند به حل مساله بپردازد .
ذهن آزاد , ذهني است كه بدون مقاومت است و چون داراي فضاي آزاد است , از سكوت برخوردار است و از اين سكوت است كه همهء انديشه ها پديدار ميگردد .
تنبلي .....
هنگاميكه ذهن از واكنشها و پويش هاي زيركانه خويشتن نا آگاه باشد , چنين ذهني تنبل و جاهل است . اگر نتوانيد در آزمونهايتان موفق شويد , اگر كتابهاي بسيار نخوانده باشيد , اينها جهالت نيست . جهالت حقيقي آنست كه دانشي از خويشتن نداشته باشيد . ادراكي از اينكه چگونه ذهنتان عمل ميكند و انگيزه ها و واكنشهايتان چيست , نداشته باشيد .
انساني كه صرفاً ميپذيرد , رد ميكند و تقليد ميكند , انساني كه از روي ترس شيار حقيري براي خويشتن ميكند , در واقع تنبل است و بنابر اين ذهنش دچار زوال و فروپاشي ميشود .
اما انساني كه مراقب است تنبل نيست .
كريشنا مورتي
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله