دل من رای تو دارد سر سودای تو داردسر من مست جمالت دل من دام خیالتز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردمغلطم گر چه خیالت به خیالات نماندگل صدبرگ به پیش تو فروریخت ز خجلتسر خود پیش فکنده چو گنه کار تو عرعرجگر و جان عزیزان چو رخ زهره فروزاندل من تابه حلوا ز بر آتش سوداهله چون دوست به دستی همه جا جای نشستیاگرم در نگشایی ز ره بام درآیمبه دو صد بام برآیم به دو صد دام درآیمخمش ای عاشق مجنون بمگو شعر و بخور خونسوی تبریز شو ای دل بر شمس الحق مفضل
رخ فرسوده زردم غم صفرای تو داردگهر دیده نثار کف دریای تو داردکه خیال شکرینت فر و سیمای تو داردهمه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو داردکه گمان برد که او هم رخ رعنای تو داردکه خطا کرد و گمان برد که بالای تو داردهمه چون ماه گدازان که تمنای تو دارداگر از شعله بسوزد نه که حلوای تو داردخنک آن بیخبری کو خبر از جای تو داردکه زهی جان لطیفی که تماشای تو داردچه کنم آهوی جانم سر صحرای تو داردکه جهان ذره به ذره غم غوغای تو داردچو خیالش به تو آید که تقاضای تو دارد
مولوی
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله خدا را به خاطر اینکه به من زندگی را ارزانی داد سپاسگذارم :مرا آفرید آنکه دوستم داشت ...
آرزویی در سر نمی شکفد جز آنکه توان برآورده شدنش نیز به تو ارزانی شده باشد!!!!!!!!!!
به احترام پدر و معلمت از جا به پا خیز ... هر چند فرمانروا باشی - حضرت علی ع / غررالحکم- حکمت2341
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست///////عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد حافظ
؟؟؟؟؟ reyhane_sr ؟؟؟؟؟
من نشانی های خود را میدهم یک نفر باید مرا باور کند
علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته
است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست
تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازهٔ دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد.
ناپلئون بناپارت
.
.
セイバ 薩利赫我Ň
.