|
آژانس برنامههاي تحقيقاتي پيشرفته دفاعي آمريكا ـ دارپا (DARPA) ـ در تلاش است تا با بهرهگيري از فناوري جديد مهندسي سلولهاي عصبي، امكان انتقال پيامها را به صورت مستقيم به مغز سربازان فراهم آورد. به اعتقاد بسياري از ناظران آگاه، تحقق چنين طرحي نتايج خطرناكي براي جوامع بشري به دنبال خواهد داشت.
اين گزارش بر اساس چند منبع خبري معتبر نگاشته شده و از اين پروژه، پردهبرداري كرده است. «دارپا»، نهادي است كه در دهه 1970، اولين نمونه شبكه اينترنت را براي تأمين نيازهاي دفاعي آمريكا طراحي و آماده بهرهبرداري كرد. هدف نهايي مسؤولان اين نهاد، آن بود كه بتوانند ميان افراد رابطهاي مستقيم برقرار كنند. اين رابطه از راه امواج مغزي ـ كه به سلولهاي عصبي ميرسد ـ صورت ميگيرد.
«دارپا» تحقيقات خود را در زمينه دانش زيستشناسي عصبشناسي، از اوايل دهه 1990 ميلادي آغاز كرد. در اين مرحله، سلولهاي عصبي بر روي مدارهاي سيليكني، كشت و پرورش داده شدند و از آنها براي رديابي و شناسايي عوامل شيميايي استفاده شد. در سال 1998 ميلادي، آژانس «دارپا»، فعاليتهاي خود را در اين زمينه گسترش داد و به بررسي در اينباره پرداخت كه چگونه زنبورهاي عسل، با سرعت زياد، توانايي مانور خود را حفظ ميكنند.
تحقيقات «دارپا»، از سال 2002 توجه عموم مردم را به خود جلب كرد. در اين سال گروهي از محققان اين آژانس، الكترودهايي را در مغز پنج موش كار گذاردند؛ يكي از اين الكترودها در ناحيه پيشاني كه مسؤول ايجاد احساسات خوب و لذتبخش است، جاي داده شد و دو الكترود ديگر در بخشهايي از مغز هر موش قرار گرفت كه وظيفهشان پردازش پيامهايي است كه موش از بخشهاي چپ و راست سبيل خود دريافت ميكند. محققان با استفاده از علايمي كه از راه اين الكترودها مخابره ميكردند، موفق شدند موشها را به حركت در مسيرهاي پيچ در پيچ و دشوار، صعود به بلندي و پرش از آن وادار كنند.
پرسشي كه در اين مرحله براي محققان مطرح شد، آن بود كه آيا اين امكان وجود دارد كه بتوان اطلاعات تفصيلي و پيچيده مانند تصاوير و اصوات را به ذهن افراد مخابره كرد؟
تلاش براي بررسي در اين زمينه، منجر به راهاندازي برنامهاي موسوم به ارتباط بين ماشين و مغز شد كه عمدتا در سه حوزه مهارتهاي حركتي، ادراكات حسي و حافظه به پژوهش ميپردازد. «آلن رود ولف» مدير برنامه مهندسي سلولهاي عصبي آژانس برنامههاي تحقيقاتي كه وابسته به پنتاگون نيز ميباشد، با همكاري عدهاي از رياضيدانان، زيست ـ عصبشناسان و مهندسان خواص مواد، تلاش تحقيقاتي گستردهاي را به اين منظور آغاز كردهاند. در سال 2002، 24 ميليون دلار براي اجراي اين پروژه دو ساله اختصاص داده شد. هدف نهايي محققان آن است كه دستگاههايي را ابداع كنند كه بدون نياز به نصب مستقيم آنها بر روي مغز سربازان، علايم و پيامها به واسطه سلولهاي عصبيشان با يكديگر مبادله شوند. اين پژوهشگران، بخشي از مغز را كه «كورتكس» ناميده ميشود، مدّنظر قرار داده و به اين وسيله، مربوط به مانورها و عمليات نظامي، به حافظه سربازان و نظاميان، منتقل ميشود كه آنها اين دستورالعملها را پيش از آغاز نبرد، دريافت ميكنند.
از آنجا كه هر دستورالعملي از پيش طراحي شده، احتمال خطاي عاملان به صفر كاهش مييابد. درواقع دستورالعملها به گونهاي تنظيم شدهاند كه به عنوان مثال اگر خلبان يك جنگنده، مرتكب اشتباه در تصميمگيري شود، تصميم او را تصحيح ميكنند و به جاي او وارد عمل ميشوند. پيشرفتهايي كه پي در پي در حوزه فناوري به وقوع ميپيوندد، زمينههاي موفقيت اين برنامه را بيش از پيش تسهيل كرده است. برخي از صاحبنظران، بر اين باورند كه هرچند انجام تحقيقات بنيادين در زمينه نحوه كاركرد مغز، ميتواند به نتايج مفيد و مهمي منجر شود، اما پيگيري اهداف نظامي از اين راه، ميتواند خطرات گستردهاي را به بار آورد و به نتايج ناخواسته و نامطلوبي منجر شود. به اعتقاد آنها، دانشمنداني كه براي مؤسسههاي نظامي كار ميكنند، بايد نسبت به مسؤوليتي كه در قبال جوامع بشري دارند، حساسيت نشان دهند و تبعات چنين پژوهشهاي خطرناكي را در نظر داشته باشند.
منبع: «ميليتاري نيوز»
ترجمه: مريمالسادات اميرشاهكرمي
|