به دلم مي گويم مدتي هست دعا مي خوانم مدتي هست نگاهم به تماشاي خداست مدتي هست اميدم به خداوندي اوست نغمه اشک مرا گوش خدا مي شنود شايد اين قفل دروغين که به بغضم زده ام با سر نيشترخاطره اي باز شود شايد اين گريه آرام فغاني بشود نيمه شبي مرغ جانم هوس رنگ پريدن دارد ومن بندي روياي زمين قفسي جنس قناعت برو ساخته ام به دلم مي گويم قفسم کم رمق است شايد اين دخمه بي پنجره در هم شکند شايد اين عمر قفس گونه به پايان برسد  نيمه شبي ......