به‌نام خداوند جان و خرد

زمين را منم تاج تارك‌نشين / ملرزان مرا تا نلرزد زمين‌

تنها توجهي سطحي به رسانه‌ها در همين چندماهه ما را از سير دهشت‌ناك تخريب يادگارهاي فرهنگي آگاه مي‌كند: عبور مترو از كهن‌ترين خيابان درختي زنده‌ي جهان (چهارباغ)، تغيير مسير راه‌آهن براي عبور از حريم منظر نقش رستم، كندن آبراه‌ها در كنار بناي تازه به‌ثبت‌ جهاني رسيده‌ي بيستون، سبز شدن يك‌باره‌ي دكل‌هاي برق در حريم مجموعه‌ي تاريخي • فرهنگي توس، تلاش براي اكتشاف نفت در كنار تنها زيگورات سالم جهان (در حالي‌كه ميادين مشترك نفتي‌مان بدون تلاشي از سوي ما در حال تخليه از سوي هم‌سايگان است)، ساخت سازه‌اي تجاري با ارتفاع غيرمجاز در حريم درجه‌ي يك برج قابوس (شاهكار دوره‌ي سلجوقي)، آبگيري بي‌سروصداي كارون سه و به زير آب رفتن بخشي از تاريخ عيلامي، طرح ساختن مغازه به‌جاي بخشي از شبستان مسجد جامع صفوي تهران، نابودي آثار باستاني اولتان‌قالاسي دشت مغان، در آستانه‌ي نابودي قرار گرفتن تاق ساساني گرا و دژ اشكاني كوه خواجه‌ي سيستان، ...
همان‌طور كه ديده مي‌شود اين ويران‌‌گري‌ها همه‌ي دوره‌هاي تاريخي را در سراسر ايران در بر مي‌گيرند. و مي‌توان به اين فهرستِ كوتاه، نابودي چندين زيست‌بوم‌ و منطقه‌ي حفاظت‌شده، بي‌توجهي به برخي آيين‌ها و صنايع دستي و در خطر انقراض قرار گرفتن شماري جانور و گونه‌ي گياهي را هم افزود. حال اگر ما توان‌ محدودمان را پخش كنيم مي‌توانيم همه‌ي اين يادگارها را نجات دهيم يا اين‌كه تنها راه را براي آناني كه • آگاهانه يا ناآگاهانه • مشغول به تخريب هستند باز كرده‌ايم؟ به‌گمان ما نبايد تنها به اعتراضي • آن‌هم براي رفع تكليف - بسنده كرد بلكه بايد بتوانيم خواست‌مان را به سرانجام برسانيم تا آتش اميد و انگيزه براي دنبال كردن اين ‌راه مقدس هم‌چنان روشن بماند. اما اين مهم به انجام نمي‌رسد مگر آن كه همه‌‌ي ايران‌دوستان - در حد توان‌شان • خواهان و پي‌گير آن باشند.
شوربختانه سازمان متولي پاسداري از ميراث فرهنگي در اين‌زمينه كارنامه‌اي ضعيف دارد. اگر توجيهاتي چون كمبود بودجه و كمبود نيروي انساني به نسبت گستردگي اين ميراث در سرزميني چون ايران را به كناري نهيم (كه البته همين كمبودها هم به ضعف عملكرد آن سازمان برمي‌گردد)، سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري حتي در مواردي هم كه شامل اين بهانه‌ها نمي‌شده است بسيار كوتاهي كرده؛ يا در مواردي همراهي كرده (مانند تأييد ساخت مجتمع در برابر خانه‌ي پيرنيا)، يا در مواردي اصلا اعتراضي نكرده در حالي‌كه محق بوده (مانند آبگيري سد كارون سه كه پيش از آن توافقاتي صورت گرفته بود تا كار باستان‌شناسان پايان گيرد)؛ يا فقط اعتراضي كرده ولي هيچ پي‌گيري نكرده (مانند اكثر مواقع، در حالي كه حداقل مي‌توانست به روشن‌سازي افكار عمومي • اين صاحبان واقعي ميراث فرهنگي • بپردازد)؛ و يا اگر اعتراض‌هايش گوش شنوايي پيدا كرده، اعتراضش را پس گرفته! (مانند نمونه‌ي ساخت پل هوايي در حريم شكارگاه خسرو پرويز كه دادگستري راي به توقف پروژه و حكم به بازداشت شهردار كرمانشاه داد ولي سازمان شكايت خود را پس گرفت). فراموش نشود در موردي چون برج جهان‌نما هم، اين كانون‌هاي مردمي چون كانون مدافعان حقوق بشر بودند كه توانستند شهردار اصفهان را - تا حدي - وادار به عقب‌نشيني كنند وگرنه مسؤولان شهري اصفهان هيچ توجهي به موضع سازمان نداشتند، و دقيقا سخن بر سر اين است كه اين بي‌اهميتي به آراي سازمان، به كوتاهي‌هاي پياپي خود سازمان برمي‌گردد و ديده نشده است كه سازمان در موردي به جد پي‌گير بوده باشد. در تازه‌ترين مورد وزارت نيرو درباره‌ي سدهاي در حال ساخت استان كردستان به خواست باستان‌شناسان براي كاوش پاسخي نداده است، به‌طوري‌كه نماينده‌ي زرتشتيان در مجلس شوراي اسلامي ناگزير از دادن تذكر به وزير نيرو شد. در اين بين حتا مصوبه‌ي هيأت دولت مبني بر اين‌كه كارهاي عمراني در مناطق تاريخي تنها با مجوز سازمان ميراث فرهنگي ممكن است نيز از ضمانت اجرايي لازم برخوردار نيست. در اين مورد مي‌توان به سد خاكي شور در منطقه‌ي عيلامي ايذه اشاره كرد كه توسط جهاد كشاورزي و بدون توجه به اين مصوبه ساخته و در هفته‌ي دولت سال جاري افتتاح شد.
به همين خاطر است كه فرصت اظهارنظر سازمان درباره‌ي اجازه‌ي آبگيري سد سيوند اهميتي مضاعف مي‌يابد چرا كه به خاطر شرايط پيش‌آمده و انبوه اعتراض‌ها به ساخت آن سد و ژست مردم‌پسندي كه وزارت نيرو ناچار از گرفتن آن شد اين فرصت تاريخي به دست مسؤولان سازمان افتاد تا تعهد نسبت به وظيفه و عشق نسبت به مسؤوليتي كه بر عهده‌شان است را نشان دهند، كه تاكنون چنين نكرده‌اند.
پيش از اين 1) شانزدهم آذرماه سال گذشته بيانيه‌ي تعدادي از سازمان‌هاي مردم‌نهاد را كه آبان‌ماه همان‌سال در پاسارگاد گرد آمده و آن را صادر كرده بودند به‌همراه درخواست «به عقب انداختن چهار ساله‌ي آبگيري سد سيوند» تحويل رياست سازمان ميراث فرهنگي داديم (كم‌ترين زمان عنوان‌شده براي مستندسازي آثار تنگه‌ي بلاغي از سوي كارشناسان و باستان‌شناسان، چهار سال بوده است)، كه بي‌پاسخ ماند؛ 2) بيست‌وسوم بهمن‌ماه سال گذشته نامه‌اي را براي شخص رييس‌جمهور فرستاديم و بر لزوم توقف ساخت سد سيوند با اين استدلال پاي فشرديم كه «اگر در نتيجه‌ي مطالعات، آثار زيان‌بار سد قطعي تشخيص داده شد نياز نباشد همانند بخش‌هايي از برج جهان‌نما تخريب شود تا علاوه بر اتلاف سرمايه‌ي ملي، باز بهانه‌اي باشد براي تخريب وجهه‌ي فرهنگي نظام»، كه آن نامه را «مركز رسيدگي به شكايات مردمي دفتر رياست‌جمهوري» روانه‌ي سازمان ميراث فرهنگي كرد تا به سرنوشت نامه‌ي پيشين دچار شود؛ 3) پيش از پايان سال 1384 به توسط يكي از همسايگان رييس‌جمهور، نسخه‌اي از نامه‌ي يادشده را به دست شخص ايشان رسانديم. هرچند پس از آن، يك‌بار از دفتر مردمي رييس‌جمهور با ما تماس گرفتند و اعلام وصول كردند ولي پي‌گيري‌هاي مسؤول روابط عمومي پايگاه هيچ نتيجه و در نتيجه هيچ پاسخي را به دنبال نداشت؛ 4) روز شنبه هجدهم آذرماه سال جاري شكايت خود را به‌استناد گزارش «جمع‌بندی و بررسی دیدگاه‌های کارشناسی درباره‌ي زیان‌های ناشی از آبگیری سد سیوند بر میراث فرهنگی و طبیعی تنگه‌ي بلاغی و پاسارگاد» كه به پيوست شكايت‌نامه‌ ارائه شده بود به كميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي برديم، كه هنوز به ما پاسخي داده نشده است. نتيجه‌ي پي‌گيري‌ها حاكي است كه اين شكايت هم‌‌اكنون در كميته‌ي اقتصادي- فني • عمراني است. شوربختانه در اين مدت هيچ‌كدام از مقام‌هاي نام‌برده سراغي از ما نگرفتند.
اكنون بر خلاف ميل خود • چرا كه مي‌پسنديم چنين خواستي در درون كشور پاسخ گيرد - و در صورتي كه رياست سازمان دستور پايان كار سازمان در تنگه‌ي بلاغي را تسليم وزارت نيرو كند آماده‌ايم تا شكايت به سازمان يونسكو بريم. فراموش نكنيم كه كورش، بنيادگذار كشوري است كه ما اكنون باشندگان آنيم. پس مي‌توان نابودي آرامگاه او را نمادي از تهاجم به هم‌بستگي ايرانيان دانست، ايرانياني كه توانستند براي اولين • و تا امروز، آخرين • بار در تاريخ بشر فرمانروايي‌اي را بسازند كه به باورهاي همه‌ي مردم جهان احترام مي‌گذاشت و در هر جا كه مي‌توانست به سازندگي و آباداني مي‌كوشيد. پس در اين حركت ملي همه بايد در كنار هم باشيم، جدا از هر مرام و مسلك، قوم و تيره...
از همه‌ي انجمن‌ها و سازمان‌هاي مردم‌نهاد • در هر زمينه‌اي كه تلاش مي‌كنند • خواهانيم به اين جنبش ملي بپيوندند، و در ميان چون هميشه نيازمند ياريگري گردانندگان رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران هستيم.
آقاي رحيم‌مشايي، رياست سازمان در آخرين اعلام‌نظر خود تصريح كرده‌اند: «تنها مشكل موجود ، رطوبت دشت پاسارگاد است كه با توجه به اين‌كه به مرور زمان بر روي دشت و مقبره‌ي كورش اثر مي‌گذارد، قرار است وزارت نيرو با استفاده از تكنيك‌هاي خاص اين مشكل را به تدريج برطرف كند». رفع اين معضل در حيطه‌ي وظايف سازمان است ولي شايسته‌ي يادآوري است كه معضل رطوبت فاقد تكنيكي خاص است جز يك مورد و آن، همان تكنيكي است كه بلدوزرهاي پيمان‌كار ساخت سد در برخورد با كوشك داريوش‌شاه به كار گرفتند و آن را از بيخ ويران ساختند.

«پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني» به نمايندگي سازمان‌هاي مردم‌نهاد زير:
1- كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ (اصفهان)، 2- مؤسسه‌ي مهرآيين (رامهرمز)، 3- انجمن افراز (تهران)، 4- جمعيت سپندارمدان (تهران)، 5- كانون پرستوهاي آزاد (تهران)، 6- مؤسسه‌ي توفا (شوشتر)، 7- كانون جوانان پارس (شيراز)، 8- انجمن فرپاد (شيراز)، 9- انجمن كهن‌دژ (همدان)، 10- انجمن اهورامنش (مرودشت)، 11- كانون آريا (دانشگاه علوم پزشكي تهران)، 12- كانون ايران‌شناسي پاسارگاد (دانشگاه تهران)، 13- انجمن علمي باستان¬شناسي (دانشگاه تهران)، 14- انجمن يادگار نياكان¬ ما (تهران)، 15- انجمن پژواك نو (تهران)، 16- جمعيت حاميان زمين (تهران)، 17- كانون خورشيد (تهران)، 18- خانه¬ي باد و باران (همدان)، 19- جمعيت طبيعت¬ياران (اصفهان)، 20- انجمن مثنوي¬پژوهان (اصفهان)، 21- انجمن وحدت جوانان ايران¬زمين (اصفهان)، 22- كانون پارس‌فرهنگ (اليگودرز)، 23- جمعيت طلايه¬داران انديشه¬هاي نو (فريمان)، 24- موسسه¬ي زيست¬محيطي سبزانديشان (اراك)، 25- انجمن شهداد (اراك)، 26- كانون عرشيان (اراك)، 27- جمعيت آريايي¬ها (مرودشت)، 28- كانون بارگاه مهر (اصفهان)، 29- كانون ايران‌شناسي دانشگاه علم‌ و صنعت (تهران)، 30- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريشا (ايذه)، 31- جمعيت جوانان عصر سبز (يزد)، 32- جمعيت يادگار يزد (يزد)، 33- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)، 34- انجمن طلايه‌داران فرهنگ (اصفهان)، 35- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تيران و كرون (اصفهان)، 36- انجمن دوستداران‌ ميراث ‌فرهنگي شوش، 37- انجمن انديشه‌ي جوان (اصفهان)، 38- مؤسسه‌ي نويدآوران طراوت (اصفهان)، 39- كانون آينده‌نگري ايران (اهواز)، 40- مؤسسه‌ي علمي • فرهنگي آينده‌نگر (اهواز)، 41- انجمن حمايت از حيوانات (اصفهان)، 42- جمعيت گردشگران آرياووش (اصفهان)، 43- كانون توتم انديشه (اصفهان)، 44- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي امرداد (اصفهان)، 45- انجمن اسپارترا (اصفهان)، 46- كانون ايران‌شناسي و گردشگري آريانا (اصفهان)، 47- خانه‌ي فرآوران ايران (تهران)، 48- انجمن ميراث‌بانان زنده‌رود (اصفهان)، 49- انجمن هتل‌داران و گردشگران جوان (اصفهان)، 50- مؤسسه‌ي اصفهان‌پژوهان (اصفهان)، 51- انجمن ارتباط سبز (اصفهان)، 52- انجمن دوستداران يادمان‌هاي باستاني آريابوم (تهران)، 53- انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو (بوكان)، 54- انجمن ژيار (كرمانشاه)، 55- كانون مهر كرمانشاه، 56- خانه‌ي دوستي ايرانيان (كرمانشاه)، 57- انجمن نگاه تازه (كرمانشاه)، 58- انجمن كه‌ژوان (سنندج)، 59- جمعيت زنان مبارزه با آلودگي‌هاي محيط زيست (شاخه‌ي اصفهان)، 60- انجمن عيلام‌شناسي ايران (تهران)، 61- مؤسسه‌ي دانادلان جنوب (شوشتر)، 62- انجمن اميد (كرمانشاه)، 63- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري كرمانشاه، 64- خانه‌ي سازمان‌هاي غيردولتي استان كرمانشاه، 65- كانون ميراث سپيدان (كرمانشاه)، 66- جمعيت افراي سبز (كرمانشاه)، 67- انجمن بهارستان (كرمانشاه)، 68- جمعيت بصيرت (كرمانشاه)، 69- كانون اهورا (كرمانشاه)، 70- انجمن اسپادانا (تهران)، 71- متخصصان علوم زمين (همدان).