نيروي بيكران انتوني رابينز قسمت هشتم
بخش هشتم
ده روز، روزه فكر
روزه فكري و تسلط بر نظام ارزيابي
قهرمان واقعي آن است كه هميشه قهرمان باشد. ما نمي خواهيم فقط گاه به گاه نتيجه بگيريم.نمي خواهيم فقط يك لحظه احساس شادماني كنيم و يا ندرتاٌ درخشاني انجام دهيم. مي خواهيم به طور دائم ، احساساتي را تجربه كنيم كه زندگي را ارزشمند مي سازند.
اين حالت ثبات را چگونه مي توان به وجود آورد؟ بايد گفت كه اين موضوع، بستگي به عادات شما دارد. دانستن كافي نيست، بايد به دانسته هاي خود عمل كنيد.
طرز فكري كه ما را به جائي رسانده است كه اكنون هستيم، ما را به جائي كه مي خواهيم برويم، نخواهد رساند.تغيير، بزرگترين يار ماست، با وجود اين بسياري از اشخاص، سازمانها، و جوامع، در مقابل تغيير، مقاومت مي كنند و شيوه هاي فعلي خود را با توجه به موفقيتهاي گذشته، توجيه مي نمايند. ليكن اگر مي خواهيم به موفقيتهاي بالاتري در زمينه هاي فردي ياشغلي برسيم، لازم است كه برداشتها و تلقيهاي متفاوتي داشته باشيم.
آيا يك اتومبيل آخرين مدل را مي خريد تا آنرا در گاراژ منزلتان پارك كنيد؟ آيا پيشرفته ترين كامپيوتر ها را مي خريد تا آنرا در كمدي بايگاني سازيد؟
مطمئنم كه پاسخ شما به پرسشهاي بالا، منفي است. اكنون مي پرسم كه آيا اين كتاب را خريده ايد تا از شيوه هاي مؤثري كه در آن هست، استفاده نكنيد؟گمان نمي كنم چنين باشد. به اين جهت در اين بخش از كتاب،طرح ساده اي را پيشنهاد مي كنم تا به كمك آن بتوانيد الگوهاي فكري،عاطفي و رفتاري گذشته را درهم بشكنيدو نشان دهيد كه مي توانيد روشهاي تازه و نيرومندي را كه قبلاٌ آموخته ايد بلافاصله به اجرا درآوريد.من ضمانت مي كنم كه اگر اين طرح را با دقت اجرا كنيد، خواهيد توانست الگوهاي رفتاري تازه را براي هميشه در خود تثبيت كنيد.
آري، اين موضوع حقيقت دارد كه نيروي باد و باران و ساير تغييرات جوي در اختيار ما نيست. اما مي توانيم بادبانهاي خود را طوري تنظيم كنيم كه با استفاده از همان تغييرات، قايق خود را به سر منزل مقصود برسانيم.
تمام افراد موفقي كه مي شناسم داراي قدرت تمركز و روشن بيني هستندو مي توانند در ميان طوفان احساسات ، خونسردي خود را حفظ كنند. چگونه اين كار را مي كنند؟من دريافته ام كه بيشتر اين افراد براي خود يك قانون اساسي دارند: هرگز بيش از 10 درصد از اوقات خود را صرف فكر كردن به مشكل نكنيد و هميشه 90 درصد از وقت خود را صرف يافتن راه حل نماييد.
چگونه مي توانيد بر افكار و احساسات خود مسلط شويد. در اينجا مي خواهيم به كشف يكي از مؤثر ترين شيوه هاي بپردازيم كه تركيبي از واقع بيني و خوشبيني است. سالها پيش ، تفكر مثبت را جزو بهترين راه حلها نمي دانستم. فكر مي كردم كه اگر امور را بهتر از آنچه كه هستند نبينم، دليل هوشمندي است.
حقيقت آنست كه تعادل، شرط زندگي است. اگر متوجه علفهاي هرزه باغمان نباشيم باغ از بين مي رود. همين طور توجه بيش از حد به علفهاي هرزه باعث اتلاف وقت است. شيوه بزرگان راه ميانه است.
1- هر واقعهاي را آنچنان كه هست ببينيد.( نه بدتر از آنچه كه هست.)
2- آنرا بهتر از آنچه كه هست ببينيد.
3- اين طرز نگريستن را شيوه خود قرار دهيد.
مهمترين قدم در زمينه وجين كاري باغ ذهني ما اين است كه الگوهاي محدود كننده را بر طرف كنيم و بهترين راه انجام اين كار، ده روز، روزه فكري است كه ضمن آن مي توانيم آگاهانه بر افكار خود مسلط شويم. اين برنامه فرصتي عالي براي رفع الگوهاي منفي و نابود كننده است.
موضوع بسيار ساده است. ظرف ده روز آينده كه از هم اكنون آغاز مي شود، تصميم قاطع بگيريد كه كاملاٌ بر افكار واحساسات خود مسلط باشيد.و هم اكنون تصميم بگيريد كه به هيچ وجه به مدت ده روز متوالي دچار افكار واحساسات منفي و بي ثمرنشويد.
ده روز، روزه فكري
براي ده روز آينده زندگي تازه اي آغاز كنيد و قوانين كار به شرح زير است:
1- به مدت ده روز متوالي از باقي ماندن در افكار و احساسات بيهوده خودداري كنيد.از فرو رفتن در مسائل ضعيف كننده و بكار بردن كلمات و تمثيلهاي مخرب اجتناب كنيد.
2- اگر افكار شما متوجه امور منفي شد، بلافاصله با كمك شيوه هايي كه آموخته ايد، جهت فكري خود را عوض كنيد.
3- هر روز صبح پرسشهاي نيروبخش صبحگاهي را تكرار و خود را براي موفقيت آماده كنيد.
4- براي ده روز متوالي سعي كنيد كه توجهتان مطلقاٌ به راه حلها باشد، نه به مسائل و مشكلات، هرگاه مشكلي به نظرتان رسيد بلافاصله فكر خود را به يافتن راه حل آن متوجه كنيد.
5- اگر متوجه شديد كه در يكي از افكار و احساسات نا مطلوب فرو رفته ايد، خود را زياد سرزنش نكنيدو بلافاصله به تغيير روحيه خود بپردازيداما اگر به مدت طولاني در افكار و احساسات منفي باقي مانديد تا روز بعد صبر كنيد و آنگاه ده روز ، روزه فكري را از سر بگيريد. هر چند كه ممكن است چندين روز، روزه خود را ادامه داده باشيد.
آيا واقعاٌ حاضريد كه برداشت تازه اي از زندگي داشته باشيد؟ ده روز روزه فكري را آغاز نكنيد، مگر اينكه مطمئن باشيد كه مي خواهيد آن را تا پايان مدت ادامه دهيد. اين، كار اشخاص ضعيف نيست،اين كار كساني است كه واقعاٌ مي خواهند نظام عصبي خود را براي الگوهاي عاطفي نيروبخش شرطي كنند تا به درجات بالاتري از موفقيت برسند.اين شيوه مخصوص كساني است كه مي خواهند شيوه هايي را كه آموخته ايد(تداعي عصبي شرطي،پرسش،كلمات دگرگون كننده،تمثيل،تغيير مركز توجه و حالت جسمي)بصورت بخشي از تجارب روزانه در آورند.
چگونه مي توان از اهرم رواني براي تقويت روحيه و ادامه روزه، ده روزه استفاده كرد؟موضوع را به دوستان،خويشاوندان،و همكارانتان اعلام كنيد و از آنها كمك بگيريد. حتي بهتر است رفيق همراهي پيدا كنيد و همزمان به روزه فكري مبادرت كنيد.
اگر در اين مدت خاطرات روزانه خود را يادداشت كنيد. بسيار عالي است. با ثبت موفقيتهاي خود در زمينه رفع الگوهاي منفي نقشه شاهراهي را ترسيم مي كنيد كه بسيار ارزشمند است و در آينده هر گاه به جاده هاي انحرافي بر خورديد مي توانيد به آن نقشه مراجعه كنيد.
سالها پيش،عادت كردم كه روزانه حداقل به مدت سي دقيقه مطالعه كنم و اين يكي از ارزشمندترين عادتهاي زندگي من بوده است. جيم ران يكي از استادان من گفته بود كه مطالعه چيزي كه ارزش داشته باشد، نيروبخش باشد و مهارتهاي تازه اي به انسان بياموزد، از غذا خوردن مهمتر است.مي گفت از خوردن شام صرفنظر كن اما از مطالعه چشم پوشي نكن.
پس در هنگام گرفتن ده روز، روزه فكري و پاكسازي ذهن، با مطالعه مطالبي كه بينش شما را افزون سازد، و شيوه هاي نوين زندگي را به شما بياموزد روح خود را تغذيه كنيد. بخاطر داشته باشيد:رهبران اهل مطالعه اند.
روزه ده روزه فكري چه فوايدي دارد؟
1- به الگوهاي عادتي ذهني كه باعث عقب افتادن شما شده اند، آگاه مي شوند.
2- ناچار مي شويد جانشينهاي مفيد براي آنها پيدا كنيد.
3- هر بار براي رفع مشكلات، افكار خود راكنترل مي كنيد، اعتماد به نفستان زياد مي شود.
4- مهمتر از همه آنكه باعث مي شود عادتهاي تازه، معيارهاي نو، و انتظارات جديدي پيدا كنيد كه زندگانيتان را پربارتر سازد.
موفقيت، فرآيندي قدم به قدم است و از مراعات يك رشته اصول ساده و نظم و انضباطهاي جزئي بدست مي آيد. همچنان كه قطار ، به تدريج سرعت مي گيرد، اين تمرين نيز باعث مي شود كه عادات قديمي را پشت سر گذداريد و با سوختي كه از عادات تازه بدست مي آوريد با سرعتي بي سابقه پيش برويد.
آيا اين فقط يك تمرين ده روزه است؟ در واقع چنين نيست. شما هرگز نبايد به عادات منفي گذشته بر گرديد، مگر آنكه خود چنين بخواهيد . مي توانيد در تمام عمر به چيزهاي خوب و مثبت فكر كنيد و به اين كار(معتاد)شويد.اگر پس از گذشتن ده روز و ترك الگو هاي مسموم فكري باز هم هوس كرديد كه به آن عادتها بر گرديد ، ميل خودتان است. اما من اطمينان دارم كه پس از آشنا شدن با روشهاي تازه، بازگشت به آن شيوه هاي منفي در نظرتان تهوع آور خواهد بود. فقط يادتان باشد كه هر وقت دچار آن عواطف منفي شديد، مقابله با آنها را قبلاٌ آموخته ايد و مي توانيد بلافاصله خود را در مسير صحيح قرار دهيد.
از ميان كارهايي كه مي كنم يك جنبه رابسيار دوست مي دارم و آن فرصتي است كه يافته ام تا رمز و راز رفتار انساني را بگشايم و سپس راه حلهايي را ارائه كنم كه واقعاٌ تغييري در كيفيت زندگي افراد، پديد آورد. براي اينكه كار تغيير، آسانتر انجام شود، از سطح، به عمق فرو مي روم و اهرمهاي حساسي از قبيل باورهاي كلي و تمثيلها را مورد توجه قرار مي دهد. من عادت دارم كه هر روز در نقش كارآگاه شرلوك هلمز فرو روم تا جزئيات دقيق تجربه هاي منحصر به فرد ديگران را پهلوي هم گذارم و معماهاي رفتاري آنان را كشف كنم.
سرنخهاي رفتاري گاهي همچون دودي كه از لوله اسلحه خارج مي شوند، افشاگرند و گاه بسيار ظزيف و نامرئي هستند و كشف آنها نيازمند تحقيق و تحبسس بيشتري است. اما سرانجام، همه سر نخها به عوامل اصلي خاصي ختم مي شوند . تفاوت انسانها در نحوه استدلالشان است. هر كسي با توجه به نظام خاصي تصميم مي گيرد كه هر واقعه اي راچگونه تعبير و تفسير كند و چه عملي را انجام دهد.من اين نظام را(نظام اساسي ارزيابي )مي نامم.
اهميت درك رفتار انساني رامي توان به كمك يك تمثيل، نشان داد. فرض كنيد مردي در كنار رودخانه اي ايستاده است. ناگهان صداي فريادي را مي شنود و متوجه مي شود كه كسي در حال غرق شدن است. فوراٌ به آب مي پرد و او را نجات مي دهد. اما هنوز نفس تازه نكرده فريادهاي ديگري را مي شنود و باز به آب مي پرد و دو نفر ديگر را نجات مي دهد، اما پيش از آنكه حالش جا بيايد، صداي چهار نفر ديگر را كه كمك مي خواهند، مي شنود.
او تمام روز را صرف نجات افرادي مي كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده اند.
كاش اين مرد خير خواه ، چند قدمي به طرف بالاي رودخانه مي رفت تا متوجه شود كه ديوانه اي مردم را يكي يكي به رودخانه مي اندازد.
خود شما اگر بجاي رفع معلول، به مبارزه با علت مي پرداختيد چقدر در مصرف انرژي صرفه جويي مي كرديد؟
اگر( نظام اساسي)ارزيابي رادرك كنيد، خود رامجهز كرده ايد تاثير رفتار خودوديگران تاثير مثبتي بگذاريد. نحوه ارزيابي مشكلات و فرصتهاي زندگي، علمي آشكار است.بادانستن عوامل نظام تصميم گيري و قضاوت، نه فقط علت رفتارهاي خود را درك مي كنيد، بلكه مي توانيد پيش بيني كنيد كه چه چيزهايي در شما حالت دافعه و چه چيز هايي حالت جاذبه ايجاد مي كنند. چنانكه خواهيم ديد تصميم و ارزيابي بر پايه پنج جزء اساسي است، خواه اين تصميم مربوط به شام خوردن باشد و خواه مربوط به ازدواج.
هر يك از ما داراي تركيب خاصي از اين پنج جزء هستيم و همين امر باعث مي شود كه زندگي ما، منحصر به فرد باشد.
هنگامي كه روابطتان با كسي تيره مي شود. آيا بهتر نيست علت رفتار طرف مقابل را درك كنيد تا بتوانيد رشته قطع شده را بلافاصله گره بزنيد؟ خصوصاٌ در ازدواج بايد هر روز مراقب فشارهاي رواني كوچكي كه پيش مي آيد باشيد تا بتوانيد رشته اي كه شما را در ابتدا بهم پيوند داده است محكمتر كنيد. اگر همسر شما در اثر فشار كار، سخنان دلسرد كننده اي مي گويد معني اش آن نيست كه به آخر خط رسيده ايد. معني اش آن است كه همسر مورد علاقه شما به محبت و حمايت بيشتري نياز دارد. اگر قيمت سهام كارخانه اي يك روز اتفاقاٌ در بازار بورس تنزل كرد نمي توان آن را ملاك قضاوت درباره عملكرد آن شركت قرار داد. بهمين ترتيب نمي توان درباره شخصيت يك فرد براساس يك رفتار اتفاقي به داوري نشست. رفتار، هميشه معرف شخصيت فرد نيست. براي شناخت افراد بايد انگيزه هاي آنان را شناخت.
اگر از مطالعه طرز فكر و نحوه عمل بزرگان و رهبران، يك نكته را ياد گرفته باشم آن نكته اين است كه زندگاني برتر، نتيجه قضاوت برتر است.مثلاٌ كساني كه از نظر مالي موفق مي شوند، راههاي بهتري براي ارزيابي فرصتها، احتمال خطر، و منفعت سراغ دارند. هر چند هر كسي مي تواند در زمينه هاي گوناگون، اطلاعات فراواني را بدست آورد، اما نظام تصميم گيري و قضاوت غولهاي نشان دهنده،برتري آنان را سبب مي شود. كساني كه در زندگي زناشوئي خود روابط پايداري را ايجاد مي كنند نيز از قدرت ارزيابي فوق العاده اي برخوردارندو مي توانند در هنگاميكه اوضاع متشنج مي شود، واكنشهاي مناسبي نشان دهند. افراد خوشبخت نيز راههاي مؤثرتري را براي ارزيابي ( مشكلات) مي دانند. خبر خوشي كه برايتان دارم اين است كه لازم نيست سالها رنج بكشيد بلكه مي توانيد شيوه هاي افراد موفق را در هر زمينه الگو برداري كنيد.
بايد شيوه هاي قضاوت خود را بشناسيد و بر آنها مسلط باشيد و گرنه اين شيوه ها شما را به مسيري مي رانند كه سرانجام نسبت به تواناييهاي خود مشكوك مي شويد.فرض كنيد مشغول تنيس بازي هستيد و ضربه ضعيفي مي زنيد.بيشتر مردم در چنين مواردي موضوع را به شكل بدي تعميم مي دهندو ابتدا مي گويند:(عجب ضربه افتضاحي!)و بعد (امروز اصلاٌ نتوانستم خوب بازي كنم.) هرگز سعي نكنيد با چنين افكار و قضاوتي خود راشكست دهيد!
هم اكنون دست كم دو واقعه كه آنها را بصورت منفي بزرگ جلوه داده ايد بخاط آوريد. آيا اين واقعه در زمينه روابطتان بوده است؟در زمينه عملكرد شغلي ؟يا توانايي جسمي؟ اكنون تصميم بگيريد كه اين الگو را دور اندازيد،دفعه بعد كه اين حالت شروع شد بلافاصله آن را از ذهن خودپاك كنيد. با آن طرز فكر وداع كنيد و فكر خود رامتوجه هدف سازيد. به تغييري كه بلافاصله در حاصل عملكردتان پيدا مي شود، دقت كنيد.
آنچه در ميان همه افراد موفق مشترك است، قضاوت و ارزيابي عالي آنهاست . واين گرتسكي قهرمان بزرگ هاكي نيز از اين قاعده مستثني نيست. آيا او بزرگترين، نيرومندترين و سريعتري بازيكن تيم است؟ خود او چنين ادعايي ندارد.
وقتي از او علت موفقيتش را پرسيدم ، گفت موقعي كه ساير بازيكنان به دنبال توپ حركت مي كنند، من به طرف محلي مي روم كه توپ به آنجا خواهد رسيد . قدرت پيش بيني و سنجش سرعت و مسير توپ و نحوه عملكرد و انگيزه ساير بازيكنان باعث شده است كه او خود را در موقعيتي بالاتر از ديگران قرار دهد.
اگر هم اكنون قدرت پيش بيني بيشتري داشتيد چه تفاوتهاي بزرگي در شرايط زندگيتان پديد مي آمد؟
شايد برايتان اتفاق افتاده باشد كه زماني از شنيدن مطلبي به گريه افتاده باشيد، در حاليكه همان سخن در شرايط ديگري شما را به خنده انداخته است. علت، به احتمال زياد مربوط به تغيير شرايط روحي شماست. شرايط فكري و عاطفي اولين عنصر (نظام اساسي ارزيابي) است.
در حالت اعتماد به نفس و خوشبيني تصميمهايي مي گيريد و در هنگامي كه وحشتزده و آسيب پذير هستيد تصميماتي ديگر. در شرايطي احتياط شرط عقل است و در شرايطي ديگر مانع پيشرفت. هنگام تصميم گيري وتعبير وقايع و اقدام به عمل بايد روحيه اي نيرومند داشته باشيد نه اينكه براي بقاي خود بطور غريزي واكنش نشان دهيد.
دومين سنگ بناي نظام اساسي، پرسش است. پيش از انجام هر كاري بايد قضاوت كنيد و بپرسيد(معني اين كار چيست، و چه بايد بكنم تا رنجها را دفع و خوشيها را فراهم سازم؟)
پرسشهاي خاصي كه از خود مي كنيد اثري نيرومند بر اعمال شما دارند. هنگامي كه با كسي وعده ملاقات داريد آيا طبق عادت مي گويي( اگر اين شخص پيشنهاد مرا رد كند يا مرا برنجاند چه؟) اگر چنين باشد خود رادر معرض قضاوتهايي قرار مي دهيد كه ممكن است باعث از دادن فرصت شود. اما اگر از خود بپرسيد( بهتر نيست اول درباره شخصيت اين شخص تحقيق كنم؟ دوستي با اين شخص چقدر برايم جالب و مفيد است ؟) اين پرسشها باعث مي شود كه از موقعيت، بهتر استفاده كنيد.
همه ما دوستدار رنج كمتر و لذت بيشتر هستيم. اما هر يك از ما راه متفاوتي براي رسيدن به اين هدفها آموخته ايم. در نتيجه هر يك از ما ياد گرفته ايم كه به بعضي از عواطف خود بهاي بيشتري بدهيم. مثلاٌ بعضي ها نهايت خوشي را در آرامش و امنيت مي دانند و بعضي ديگر طرفدار ماجراجويي هستند. سومين عنصر نظام اساسي سلسله مراتب ارزشهاست و آن عبارت از فهرستي است كه در آن مهمترين ( لذتبخش ترين) حالات روحي و همچنين رنج آورترين آنها به ترتيب اولويت نوشته شده باشد. هر تصميمي كه مي گيريم و هر قضاوتي كه مي كنيم بطور نا خودآگاه بر خاسته از ميل به ارزشهاي لذتبخش و اجتناب از ارزشهاي رنج آوراست. مثلاٌ اگر به عشق بهاي زيادي بدهيد ودر عين حال هيچ نوع تضاد عقيده برايتان قابل تحمل نباشد آيا فكر نمي كنيد كه اين طرز فكر بر صداقت شما در روابط شخصي اثر بگذارد؟
چهارمين عنصر نظام اساسي، اعتقادات شماست. اعتقادات كلي، تعيين كننده انتظاراتي است كه از خود، از ديگران، و بطور كلي از زندگي داريد. اين اعتقادات غالباٌ بر نحوه ارزيابي شما اثر مي گذارند. دسته خاصي ازاعتقادات بصورت قوانين فردي تظاهر مي كنند و به شما مي گويند كه در چه صورت و تحت چه شرايطي ارزشهاي مورد نظرتان تامين مي شوند . به عنوان مثال اعتقاد بعضي از اشخاص اين است كه ( اگر مرا دوست داشتي هرگز صدايت را براي من بلند نمي كردي.) اين اشخاص براي خود قانوني دارند كه مي گويد اوج گرفتن صدا نشانه بي مهري است، هر چند كه اين عقيده ممكن است پايه و اساسي نداشته باشد.
آيا شما هم در زمينه روابط براي خود اعتقادات و قوانيني داريد؟ آيا اين عقايد مفيد واقع شده اند يا خير؟
اعتقادات چگونه پيدا مي شوند؟ پنجمين عنصرنظام اساسي مرجع است. مرجع عبارت از مخلوط در همي از تجارب و اطلاعات است كه در بايگاني عظيمي به نام مغز نگهداري مي شوند. مرجعها مواد خام و سازنده اعتقاداتي هستند كه منجر به قضاوت وتصميم مي شوند . هر كسي تجارب يا مرجعهاي بيشماري در ذهن خود داردكه مي تواند از آنها استفاده كند؛ مرجعهايي كه انتخاب مي كنيد و از بايگاني مغز خود خارج مي سازيد، تعيين كننده معنايي است كه به تجربه مي دهيد، احساسي كه در قبال آن داريد، و عملي كه مي خواهيد انجام دهيد.
به عنوان مثال خيلي فرق مي كند اگر احساس كنيد، هميشه از وجود شما سوء استفاده شده است، يا اينكه احساس كنيد كه با عشق و محبت بي قيد و شرط بزرگ شده ايد. يا اينكه در زندگي آزاد و لاابالي بوده ايد، يا تابع انضباط . آيا اين تجارب بر نحوه ارزيابي شما از مردم ، زندگي، و فرصتها چه اثري دارند؟
براي اينكه طرز كار نظام اساسي را دريابيد از شما سؤالي مي كنم: ارزنده ترين خاطره شما كدام است؟
براي يافتن پاسخ چه مسيري راطي كرديد؟ احتمالاٌ اولين قدم اين بوده است كه پرسش را نزد خود تكرار كنيد . آنگاه احتمالاٌ مرجعهاي ذهن خود را زير و رو كرده ايد تا از ميان انبوهي از تجارب زندگي يكي را انتخاب كنيد.
در ضمن ممكن است از انتخاب يك خاطره اجتناب كرده باشيد زيرا اعتقادتان اينست كه همه تجارب زندگي ارزشمندند و انتخاب يكي از آنها به معني پست شمردن بقيه است. ممكن است نتوانسته باشيد به خاطرات خود، چه ارزشمند و چه بي ارزش مراجعه كنيد زيرا( زندگي كردن در گذشته) با ارزشهاي شما سازگار نيست.
ملاحظه مي كنيد كه نظام اساسي نه فقط نحوه ارزيابي و قضاوت را تحت تاثير قرار مي دهد بلكه حتي بر انتخاب امور مورد ارزيابي نيز اثر مي گذارد.
چه عاملي باعث ايجاد مهارت مي شود؟اشخاص ماهر و توانمند بدون ترديد كساني هستند كه بيش از ديگران تجربه( مرجع) دارند و مي دانند كه در هر زمينه چه عواملي موجب موفقيت يا ناكامي مي شود.هر روزي كه مي گذرد فرصت ديگري است كه مي توانيم به مرجعهاي خود بيفزاييم و اعتقادات خود را محكمتر سازيم،ارزشهاي خود را مشخص تر كنيم، سؤالات تازه اي بپرسم، و به حالات و روحياتي دست پيدا كنيم كه ما رابه مسيرهاي دلخواه هدايت كنند.
شماهم اكنون قادريد كه تغييراتي فوري و كلي پديد آوريد كه بطور همزمان بر افكار، احساسات و اعمال شما در جنبه هاي گوناگون زندگي اثر بگذارند. اين كار با تغيير هر يك از پنج عنصر نظام اساسي امكان پذير است.
به عنوان مثال بجاي اينكه خود راشرطي كنيد تا در مقابل جواب رد، احساس متفاوتي داشته باشيد، مي توانيد عقيده كلي تازه اي را بپذيريد.مثلا ٌ(من منشا همه عواطف خود هستم. هيچ كس و هيچ چيز بجز خودم نمي تواند احساس مرا عوض كند. هرگاه متوجه شوم كه در مقابل چيزي واكنش غير ارادي نشان مي دهم، قادرم در يك لحظه آن را تغيير دهم) اگر عميقاٌ به اين مطلب اعتقاد داشته باشيد خواهيد ديد كه نه فقط ترس شما از پاسخ منفي و جواب رد بر طرف مي شود بلكه مي توانيد احساس خشم، ناكامي، يا بي كفايتي رانيز از بين ببريد و ناگهان در مي يابيد كه بر سرنوشت خود حاكم شده ايد.
يكي ديگر از راههاي غلبه بر احساس طرد شدگي يابي كفايتي اين است كه در سلسله مراتب ارزشها تغييري ايجاد كنيم و مثلاٌ احساس خدمتگزاري يا شكر گزاري رادر اولويت بالاتر قرار دهيم. آنگاه اگر كسي به شما پاسخ رد داد اهميتي نخواهد داشت و بجاي آنكه به معايب خود فكر كنيد توجه خود را به اين مطلب جلب مي كنيد كه چگونه مي توان باز هم به آن شخص كمك كرد و يا وضعيت را به شكلي بهبود بخشيد. يا ممكن است نسبت به زندگي چنان احساس شكر گزاري داشته باشيد كه هيچ پاسخ منفي نتواند بر شما اثر بگذارد و يا حتي پاسخ منفي را در ذهن خود به عنوان طرد شدن معني نكنيد. اين عواطف باعث مي شود كه احساس بي سابقه اي از شادماني و ارتباط با ديگران در شما نفوذ كند.
باتغيير هر يك از عناصر ( نظام اساسي ارزيابي) مي توانيد به آساني و فوريت هر يك از جنبه هاي زندگي خود رادگرگون كنيد.
آيا تا كنون براي گرفتن تصميمي ساده مثلاٌ شروع به ورزش، دچار مشكل شده ايد؟ به احتمال زياد علتش اين بوده است كه موضوع رابيش ازحد پيچيده كرده، توجه خود به دهها كار مقدماتي كوچك معطوف ساخته ايد.مثلاٌ با خود فكر كرده ايد( اين كار دردسرهاي زيادي دارد، بايد با اتومبيلي به باشگاه بروم، پارك كنم، ورزش كنم، دوش بگيرم و غيره) معذالك وقتي به كارهاي ساده تري فكر مي كنيد، آنها را در مجموع بصورت يك كار كوچك مجسم سازيد. مثلاٌ اگر مي خواهيد در رستوراني غذا بخوريد يا مثلاٌ به كنار دريا برويد كافي است سوار اتومبيل شويد و به محل مورد نظر برويد!
تفاوت در اعمالي كه بايدانجام شود نيست بلكه در نحوه ارزيابي آنهاست. براي تغيير در نحوه زندگي، نحوه ارزيابي را عوض كنيد. .
ده روز، روزه فكر
روزه فكري و تسلط بر نظام ارزيابي
قهرمان واقعي آن است كه هميشه قهرمان باشد. ما نمي خواهيم فقط گاه به گاه نتيجه بگيريم.نمي خواهيم فقط يك لحظه احساس شادماني كنيم و يا ندرتاٌ درخشاني انجام دهيم. مي خواهيم به طور دائم ، احساساتي را تجربه كنيم كه زندگي را ارزشمند مي سازند.
اين حالت ثبات را چگونه مي توان به وجود آورد؟ بايد گفت كه اين موضوع، بستگي به عادات شما دارد. دانستن كافي نيست، بايد به دانسته هاي خود عمل كنيد.
طرز فكري كه ما را به جائي رسانده است كه اكنون هستيم، ما را به جائي كه مي خواهيم برويم، نخواهد رساند.تغيير، بزرگترين يار ماست، با وجود اين بسياري از اشخاص، سازمانها، و جوامع، در مقابل تغيير، مقاومت مي كنند و شيوه هاي فعلي خود را با توجه به موفقيتهاي گذشته، توجيه مي نمايند. ليكن اگر مي خواهيم به موفقيتهاي بالاتري در زمينه هاي فردي ياشغلي برسيم، لازم است كه برداشتها و تلقيهاي متفاوتي داشته باشيم.
آيا يك اتومبيل آخرين مدل را مي خريد تا آنرا در گاراژ منزلتان پارك كنيد؟ آيا پيشرفته ترين كامپيوتر ها را مي خريد تا آنرا در كمدي بايگاني سازيد؟
مطمئنم كه پاسخ شما به پرسشهاي بالا، منفي است. اكنون مي پرسم كه آيا اين كتاب را خريده ايد تا از شيوه هاي مؤثري كه در آن هست، استفاده نكنيد؟گمان نمي كنم چنين باشد. به اين جهت در اين بخش از كتاب،طرح ساده اي را پيشنهاد مي كنم تا به كمك آن بتوانيد الگوهاي فكري،عاطفي و رفتاري گذشته را درهم بشكنيدو نشان دهيد كه مي توانيد روشهاي تازه و نيرومندي را كه قبلاٌ آموخته ايد بلافاصله به اجرا درآوريد.من ضمانت مي كنم كه اگر اين طرح را با دقت اجرا كنيد، خواهيد توانست الگوهاي رفتاري تازه را براي هميشه در خود تثبيت كنيد.
آري، اين موضوع حقيقت دارد كه نيروي باد و باران و ساير تغييرات جوي در اختيار ما نيست. اما مي توانيم بادبانهاي خود را طوري تنظيم كنيم كه با استفاده از همان تغييرات، قايق خود را به سر منزل مقصود برسانيم.
تمام افراد موفقي كه مي شناسم داراي قدرت تمركز و روشن بيني هستندو مي توانند در ميان طوفان احساسات ، خونسردي خود را حفظ كنند. چگونه اين كار را مي كنند؟من دريافته ام كه بيشتر اين افراد براي خود يك قانون اساسي دارند: هرگز بيش از 10 درصد از اوقات خود را صرف فكر كردن به مشكل نكنيد و هميشه 90 درصد از وقت خود را صرف يافتن راه حل نماييد.
چگونه مي توانيد بر افكار و احساسات خود مسلط شويد. در اينجا مي خواهيم به كشف يكي از مؤثر ترين شيوه هاي بپردازيم كه تركيبي از واقع بيني و خوشبيني است. سالها پيش ، تفكر مثبت را جزو بهترين راه حلها نمي دانستم. فكر مي كردم كه اگر امور را بهتر از آنچه كه هستند نبينم، دليل هوشمندي است.
حقيقت آنست كه تعادل، شرط زندگي است. اگر متوجه علفهاي هرزه باغمان نباشيم باغ از بين مي رود. همين طور توجه بيش از حد به علفهاي هرزه باعث اتلاف وقت است. شيوه بزرگان راه ميانه است.
1- هر واقعهاي را آنچنان كه هست ببينيد.( نه بدتر از آنچه كه هست.)
2- آنرا بهتر از آنچه كه هست ببينيد.
3- اين طرز نگريستن را شيوه خود قرار دهيد.
مهمترين قدم در زمينه وجين كاري باغ ذهني ما اين است كه الگوهاي محدود كننده را بر طرف كنيم و بهترين راه انجام اين كار، ده روز، روزه فكري است كه ضمن آن مي توانيم آگاهانه بر افكار خود مسلط شويم. اين برنامه فرصتي عالي براي رفع الگوهاي منفي و نابود كننده است.
موضوع بسيار ساده است. ظرف ده روز آينده كه از هم اكنون آغاز مي شود، تصميم قاطع بگيريد كه كاملاٌ بر افكار واحساسات خود مسلط باشيد.و هم اكنون تصميم بگيريد كه به هيچ وجه به مدت ده روز متوالي دچار افكار واحساسات منفي و بي ثمرنشويد.
ده روز، روزه فكري
براي ده روز آينده زندگي تازه اي آغاز كنيد و قوانين كار به شرح زير است:
1- به مدت ده روز متوالي از باقي ماندن در افكار و احساسات بيهوده خودداري كنيد.از فرو رفتن در مسائل ضعيف كننده و بكار بردن كلمات و تمثيلهاي مخرب اجتناب كنيد.
2- اگر افكار شما متوجه امور منفي شد، بلافاصله با كمك شيوه هايي كه آموخته ايد، جهت فكري خود را عوض كنيد.
3- هر روز صبح پرسشهاي نيروبخش صبحگاهي را تكرار و خود را براي موفقيت آماده كنيد.
4- براي ده روز متوالي سعي كنيد كه توجهتان مطلقاٌ به راه حلها باشد، نه به مسائل و مشكلات، هرگاه مشكلي به نظرتان رسيد بلافاصله فكر خود را به يافتن راه حل آن متوجه كنيد.
5- اگر متوجه شديد كه در يكي از افكار و احساسات نا مطلوب فرو رفته ايد، خود را زياد سرزنش نكنيدو بلافاصله به تغيير روحيه خود بپردازيداما اگر به مدت طولاني در افكار و احساسات منفي باقي مانديد تا روز بعد صبر كنيد و آنگاه ده روز ، روزه فكري را از سر بگيريد. هر چند كه ممكن است چندين روز، روزه خود را ادامه داده باشيد.
آيا واقعاٌ حاضريد كه برداشت تازه اي از زندگي داشته باشيد؟ ده روز روزه فكري را آغاز نكنيد، مگر اينكه مطمئن باشيد كه مي خواهيد آن را تا پايان مدت ادامه دهيد. اين، كار اشخاص ضعيف نيست،اين كار كساني است كه واقعاٌ مي خواهند نظام عصبي خود را براي الگوهاي عاطفي نيروبخش شرطي كنند تا به درجات بالاتري از موفقيت برسند.اين شيوه مخصوص كساني است كه مي خواهند شيوه هايي را كه آموخته ايد(تداعي عصبي شرطي،پرسش،كلمات دگرگون كننده،تمثيل،تغيير مركز توجه و حالت جسمي)بصورت بخشي از تجارب روزانه در آورند.
چگونه مي توان از اهرم رواني براي تقويت روحيه و ادامه روزه، ده روزه استفاده كرد؟موضوع را به دوستان،خويشاوندان،و همكارانتان اعلام كنيد و از آنها كمك بگيريد. حتي بهتر است رفيق همراهي پيدا كنيد و همزمان به روزه فكري مبادرت كنيد.
اگر در اين مدت خاطرات روزانه خود را يادداشت كنيد. بسيار عالي است. با ثبت موفقيتهاي خود در زمينه رفع الگوهاي منفي نقشه شاهراهي را ترسيم مي كنيد كه بسيار ارزشمند است و در آينده هر گاه به جاده هاي انحرافي بر خورديد مي توانيد به آن نقشه مراجعه كنيد.
سالها پيش،عادت كردم كه روزانه حداقل به مدت سي دقيقه مطالعه كنم و اين يكي از ارزشمندترين عادتهاي زندگي من بوده است. جيم ران يكي از استادان من گفته بود كه مطالعه چيزي كه ارزش داشته باشد، نيروبخش باشد و مهارتهاي تازه اي به انسان بياموزد، از غذا خوردن مهمتر است.مي گفت از خوردن شام صرفنظر كن اما از مطالعه چشم پوشي نكن.
پس در هنگام گرفتن ده روز، روزه فكري و پاكسازي ذهن، با مطالعه مطالبي كه بينش شما را افزون سازد، و شيوه هاي نوين زندگي را به شما بياموزد روح خود را تغذيه كنيد. بخاطر داشته باشيد:رهبران اهل مطالعه اند.
روزه ده روزه فكري چه فوايدي دارد؟
1- به الگوهاي عادتي ذهني كه باعث عقب افتادن شما شده اند، آگاه مي شوند.
2- ناچار مي شويد جانشينهاي مفيد براي آنها پيدا كنيد.
3- هر بار براي رفع مشكلات، افكار خود راكنترل مي كنيد، اعتماد به نفستان زياد مي شود.
4- مهمتر از همه آنكه باعث مي شود عادتهاي تازه، معيارهاي نو، و انتظارات جديدي پيدا كنيد كه زندگانيتان را پربارتر سازد.
موفقيت، فرآيندي قدم به قدم است و از مراعات يك رشته اصول ساده و نظم و انضباطهاي جزئي بدست مي آيد. همچنان كه قطار ، به تدريج سرعت مي گيرد، اين تمرين نيز باعث مي شود كه عادات قديمي را پشت سر گذداريد و با سوختي كه از عادات تازه بدست مي آوريد با سرعتي بي سابقه پيش برويد.
آيا اين فقط يك تمرين ده روزه است؟ در واقع چنين نيست. شما هرگز نبايد به عادات منفي گذشته بر گرديد، مگر آنكه خود چنين بخواهيد . مي توانيد در تمام عمر به چيزهاي خوب و مثبت فكر كنيد و به اين كار(معتاد)شويد.اگر پس از گذشتن ده روز و ترك الگو هاي مسموم فكري باز هم هوس كرديد كه به آن عادتها بر گرديد ، ميل خودتان است. اما من اطمينان دارم كه پس از آشنا شدن با روشهاي تازه، بازگشت به آن شيوه هاي منفي در نظرتان تهوع آور خواهد بود. فقط يادتان باشد كه هر وقت دچار آن عواطف منفي شديد، مقابله با آنها را قبلاٌ آموخته ايد و مي توانيد بلافاصله خود را در مسير صحيح قرار دهيد.
از ميان كارهايي كه مي كنم يك جنبه رابسيار دوست مي دارم و آن فرصتي است كه يافته ام تا رمز و راز رفتار انساني را بگشايم و سپس راه حلهايي را ارائه كنم كه واقعاٌ تغييري در كيفيت زندگي افراد، پديد آورد. براي اينكه كار تغيير، آسانتر انجام شود، از سطح، به عمق فرو مي روم و اهرمهاي حساسي از قبيل باورهاي كلي و تمثيلها را مورد توجه قرار مي دهد. من عادت دارم كه هر روز در نقش كارآگاه شرلوك هلمز فرو روم تا جزئيات دقيق تجربه هاي منحصر به فرد ديگران را پهلوي هم گذارم و معماهاي رفتاري آنان را كشف كنم.
سرنخهاي رفتاري گاهي همچون دودي كه از لوله اسلحه خارج مي شوند، افشاگرند و گاه بسيار ظزيف و نامرئي هستند و كشف آنها نيازمند تحقيق و تحبسس بيشتري است. اما سرانجام، همه سر نخها به عوامل اصلي خاصي ختم مي شوند . تفاوت انسانها در نحوه استدلالشان است. هر كسي با توجه به نظام خاصي تصميم مي گيرد كه هر واقعه اي راچگونه تعبير و تفسير كند و چه عملي را انجام دهد.من اين نظام را(نظام اساسي ارزيابي )مي نامم.
اهميت درك رفتار انساني رامي توان به كمك يك تمثيل، نشان داد. فرض كنيد مردي در كنار رودخانه اي ايستاده است. ناگهان صداي فريادي را مي شنود و متوجه مي شود كه كسي در حال غرق شدن است. فوراٌ به آب مي پرد و او را نجات مي دهد. اما هنوز نفس تازه نكرده فريادهاي ديگري را مي شنود و باز به آب مي پرد و دو نفر ديگر را نجات مي دهد، اما پيش از آنكه حالش جا بيايد، صداي چهار نفر ديگر را كه كمك مي خواهند، مي شنود.
او تمام روز را صرف نجات افرادي مي كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده اند.
كاش اين مرد خير خواه ، چند قدمي به طرف بالاي رودخانه مي رفت تا متوجه شود كه ديوانه اي مردم را يكي يكي به رودخانه مي اندازد.
خود شما اگر بجاي رفع معلول، به مبارزه با علت مي پرداختيد چقدر در مصرف انرژي صرفه جويي مي كرديد؟
اگر( نظام اساسي)ارزيابي رادرك كنيد، خود رامجهز كرده ايد تاثير رفتار خودوديگران تاثير مثبتي بگذاريد. نحوه ارزيابي مشكلات و فرصتهاي زندگي، علمي آشكار است.بادانستن عوامل نظام تصميم گيري و قضاوت، نه فقط علت رفتارهاي خود را درك مي كنيد، بلكه مي توانيد پيش بيني كنيد كه چه چيزهايي در شما حالت دافعه و چه چيز هايي حالت جاذبه ايجاد مي كنند. چنانكه خواهيم ديد تصميم و ارزيابي بر پايه پنج جزء اساسي است، خواه اين تصميم مربوط به شام خوردن باشد و خواه مربوط به ازدواج.
هر يك از ما داراي تركيب خاصي از اين پنج جزء هستيم و همين امر باعث مي شود كه زندگي ما، منحصر به فرد باشد.
هنگامي كه روابطتان با كسي تيره مي شود. آيا بهتر نيست علت رفتار طرف مقابل را درك كنيد تا بتوانيد رشته قطع شده را بلافاصله گره بزنيد؟ خصوصاٌ در ازدواج بايد هر روز مراقب فشارهاي رواني كوچكي كه پيش مي آيد باشيد تا بتوانيد رشته اي كه شما را در ابتدا بهم پيوند داده است محكمتر كنيد. اگر همسر شما در اثر فشار كار، سخنان دلسرد كننده اي مي گويد معني اش آن نيست كه به آخر خط رسيده ايد. معني اش آن است كه همسر مورد علاقه شما به محبت و حمايت بيشتري نياز دارد. اگر قيمت سهام كارخانه اي يك روز اتفاقاٌ در بازار بورس تنزل كرد نمي توان آن را ملاك قضاوت درباره عملكرد آن شركت قرار داد. بهمين ترتيب نمي توان درباره شخصيت يك فرد براساس يك رفتار اتفاقي به داوري نشست. رفتار، هميشه معرف شخصيت فرد نيست. براي شناخت افراد بايد انگيزه هاي آنان را شناخت.
اگر از مطالعه طرز فكر و نحوه عمل بزرگان و رهبران، يك نكته را ياد گرفته باشم آن نكته اين است كه زندگاني برتر، نتيجه قضاوت برتر است.مثلاٌ كساني كه از نظر مالي موفق مي شوند، راههاي بهتري براي ارزيابي فرصتها، احتمال خطر، و منفعت سراغ دارند. هر چند هر كسي مي تواند در زمينه هاي گوناگون، اطلاعات فراواني را بدست آورد، اما نظام تصميم گيري و قضاوت غولهاي نشان دهنده،برتري آنان را سبب مي شود. كساني كه در زندگي زناشوئي خود روابط پايداري را ايجاد مي كنند نيز از قدرت ارزيابي فوق العاده اي برخوردارندو مي توانند در هنگاميكه اوضاع متشنج مي شود، واكنشهاي مناسبي نشان دهند. افراد خوشبخت نيز راههاي مؤثرتري را براي ارزيابي ( مشكلات) مي دانند. خبر خوشي كه برايتان دارم اين است كه لازم نيست سالها رنج بكشيد بلكه مي توانيد شيوه هاي افراد موفق را در هر زمينه الگو برداري كنيد.
بايد شيوه هاي قضاوت خود را بشناسيد و بر آنها مسلط باشيد و گرنه اين شيوه ها شما را به مسيري مي رانند كه سرانجام نسبت به تواناييهاي خود مشكوك مي شويد.فرض كنيد مشغول تنيس بازي هستيد و ضربه ضعيفي مي زنيد.بيشتر مردم در چنين مواردي موضوع را به شكل بدي تعميم مي دهندو ابتدا مي گويند:(عجب ضربه افتضاحي!)و بعد (امروز اصلاٌ نتوانستم خوب بازي كنم.) هرگز سعي نكنيد با چنين افكار و قضاوتي خود راشكست دهيد!
هم اكنون دست كم دو واقعه كه آنها را بصورت منفي بزرگ جلوه داده ايد بخاط آوريد. آيا اين واقعه در زمينه روابطتان بوده است؟در زمينه عملكرد شغلي ؟يا توانايي جسمي؟ اكنون تصميم بگيريد كه اين الگو را دور اندازيد،دفعه بعد كه اين حالت شروع شد بلافاصله آن را از ذهن خودپاك كنيد. با آن طرز فكر وداع كنيد و فكر خود رامتوجه هدف سازيد. به تغييري كه بلافاصله در حاصل عملكردتان پيدا مي شود، دقت كنيد.
آنچه در ميان همه افراد موفق مشترك است، قضاوت و ارزيابي عالي آنهاست . واين گرتسكي قهرمان بزرگ هاكي نيز از اين قاعده مستثني نيست. آيا او بزرگترين، نيرومندترين و سريعتري بازيكن تيم است؟ خود او چنين ادعايي ندارد.
وقتي از او علت موفقيتش را پرسيدم ، گفت موقعي كه ساير بازيكنان به دنبال توپ حركت مي كنند، من به طرف محلي مي روم كه توپ به آنجا خواهد رسيد . قدرت پيش بيني و سنجش سرعت و مسير توپ و نحوه عملكرد و انگيزه ساير بازيكنان باعث شده است كه او خود را در موقعيتي بالاتر از ديگران قرار دهد.
اگر هم اكنون قدرت پيش بيني بيشتري داشتيد چه تفاوتهاي بزرگي در شرايط زندگيتان پديد مي آمد؟
شايد برايتان اتفاق افتاده باشد كه زماني از شنيدن مطلبي به گريه افتاده باشيد، در حاليكه همان سخن در شرايط ديگري شما را به خنده انداخته است. علت، به احتمال زياد مربوط به تغيير شرايط روحي شماست. شرايط فكري و عاطفي اولين عنصر (نظام اساسي ارزيابي) است.
در حالت اعتماد به نفس و خوشبيني تصميمهايي مي گيريد و در هنگامي كه وحشتزده و آسيب پذير هستيد تصميماتي ديگر. در شرايطي احتياط شرط عقل است و در شرايطي ديگر مانع پيشرفت. هنگام تصميم گيري وتعبير وقايع و اقدام به عمل بايد روحيه اي نيرومند داشته باشيد نه اينكه براي بقاي خود بطور غريزي واكنش نشان دهيد.
دومين سنگ بناي نظام اساسي، پرسش است. پيش از انجام هر كاري بايد قضاوت كنيد و بپرسيد(معني اين كار چيست، و چه بايد بكنم تا رنجها را دفع و خوشيها را فراهم سازم؟)
پرسشهاي خاصي كه از خود مي كنيد اثري نيرومند بر اعمال شما دارند. هنگامي كه با كسي وعده ملاقات داريد آيا طبق عادت مي گويي( اگر اين شخص پيشنهاد مرا رد كند يا مرا برنجاند چه؟) اگر چنين باشد خود رادر معرض قضاوتهايي قرار مي دهيد كه ممكن است باعث از دادن فرصت شود. اما اگر از خود بپرسيد( بهتر نيست اول درباره شخصيت اين شخص تحقيق كنم؟ دوستي با اين شخص چقدر برايم جالب و مفيد است ؟) اين پرسشها باعث مي شود كه از موقعيت، بهتر استفاده كنيد.
همه ما دوستدار رنج كمتر و لذت بيشتر هستيم. اما هر يك از ما راه متفاوتي براي رسيدن به اين هدفها آموخته ايم. در نتيجه هر يك از ما ياد گرفته ايم كه به بعضي از عواطف خود بهاي بيشتري بدهيم. مثلاٌ بعضي ها نهايت خوشي را در آرامش و امنيت مي دانند و بعضي ديگر طرفدار ماجراجويي هستند. سومين عنصر نظام اساسي سلسله مراتب ارزشهاست و آن عبارت از فهرستي است كه در آن مهمترين ( لذتبخش ترين) حالات روحي و همچنين رنج آورترين آنها به ترتيب اولويت نوشته شده باشد. هر تصميمي كه مي گيريم و هر قضاوتي كه مي كنيم بطور نا خودآگاه بر خاسته از ميل به ارزشهاي لذتبخش و اجتناب از ارزشهاي رنج آوراست. مثلاٌ اگر به عشق بهاي زيادي بدهيد ودر عين حال هيچ نوع تضاد عقيده برايتان قابل تحمل نباشد آيا فكر نمي كنيد كه اين طرز فكر بر صداقت شما در روابط شخصي اثر بگذارد؟
چهارمين عنصر نظام اساسي، اعتقادات شماست. اعتقادات كلي، تعيين كننده انتظاراتي است كه از خود، از ديگران، و بطور كلي از زندگي داريد. اين اعتقادات غالباٌ بر نحوه ارزيابي شما اثر مي گذارند. دسته خاصي ازاعتقادات بصورت قوانين فردي تظاهر مي كنند و به شما مي گويند كه در چه صورت و تحت چه شرايطي ارزشهاي مورد نظرتان تامين مي شوند . به عنوان مثال اعتقاد بعضي از اشخاص اين است كه ( اگر مرا دوست داشتي هرگز صدايت را براي من بلند نمي كردي.) اين اشخاص براي خود قانوني دارند كه مي گويد اوج گرفتن صدا نشانه بي مهري است، هر چند كه اين عقيده ممكن است پايه و اساسي نداشته باشد.
آيا شما هم در زمينه روابط براي خود اعتقادات و قوانيني داريد؟ آيا اين عقايد مفيد واقع شده اند يا خير؟
اعتقادات چگونه پيدا مي شوند؟ پنجمين عنصرنظام اساسي مرجع است. مرجع عبارت از مخلوط در همي از تجارب و اطلاعات است كه در بايگاني عظيمي به نام مغز نگهداري مي شوند. مرجعها مواد خام و سازنده اعتقاداتي هستند كه منجر به قضاوت وتصميم مي شوند . هر كسي تجارب يا مرجعهاي بيشماري در ذهن خود داردكه مي تواند از آنها استفاده كند؛ مرجعهايي كه انتخاب مي كنيد و از بايگاني مغز خود خارج مي سازيد، تعيين كننده معنايي است كه به تجربه مي دهيد، احساسي كه در قبال آن داريد، و عملي كه مي خواهيد انجام دهيد.
به عنوان مثال خيلي فرق مي كند اگر احساس كنيد، هميشه از وجود شما سوء استفاده شده است، يا اينكه احساس كنيد كه با عشق و محبت بي قيد و شرط بزرگ شده ايد. يا اينكه در زندگي آزاد و لاابالي بوده ايد، يا تابع انضباط . آيا اين تجارب بر نحوه ارزيابي شما از مردم ، زندگي، و فرصتها چه اثري دارند؟
براي اينكه طرز كار نظام اساسي را دريابيد از شما سؤالي مي كنم: ارزنده ترين خاطره شما كدام است؟
براي يافتن پاسخ چه مسيري راطي كرديد؟ احتمالاٌ اولين قدم اين بوده است كه پرسش را نزد خود تكرار كنيد . آنگاه احتمالاٌ مرجعهاي ذهن خود را زير و رو كرده ايد تا از ميان انبوهي از تجارب زندگي يكي را انتخاب كنيد.
در ضمن ممكن است از انتخاب يك خاطره اجتناب كرده باشيد زيرا اعتقادتان اينست كه همه تجارب زندگي ارزشمندند و انتخاب يكي از آنها به معني پست شمردن بقيه است. ممكن است نتوانسته باشيد به خاطرات خود، چه ارزشمند و چه بي ارزش مراجعه كنيد زيرا( زندگي كردن در گذشته) با ارزشهاي شما سازگار نيست.
ملاحظه مي كنيد كه نظام اساسي نه فقط نحوه ارزيابي و قضاوت را تحت تاثير قرار مي دهد بلكه حتي بر انتخاب امور مورد ارزيابي نيز اثر مي گذارد.
چه عاملي باعث ايجاد مهارت مي شود؟اشخاص ماهر و توانمند بدون ترديد كساني هستند كه بيش از ديگران تجربه( مرجع) دارند و مي دانند كه در هر زمينه چه عواملي موجب موفقيت يا ناكامي مي شود.هر روزي كه مي گذرد فرصت ديگري است كه مي توانيم به مرجعهاي خود بيفزاييم و اعتقادات خود را محكمتر سازيم،ارزشهاي خود را مشخص تر كنيم، سؤالات تازه اي بپرسم، و به حالات و روحياتي دست پيدا كنيم كه ما رابه مسيرهاي دلخواه هدايت كنند.
شماهم اكنون قادريد كه تغييراتي فوري و كلي پديد آوريد كه بطور همزمان بر افكار، احساسات و اعمال شما در جنبه هاي گوناگون زندگي اثر بگذارند. اين كار با تغيير هر يك از پنج عنصر نظام اساسي امكان پذير است.
به عنوان مثال بجاي اينكه خود راشرطي كنيد تا در مقابل جواب رد، احساس متفاوتي داشته باشيد، مي توانيد عقيده كلي تازه اي را بپذيريد.مثلا ٌ(من منشا همه عواطف خود هستم. هيچ كس و هيچ چيز بجز خودم نمي تواند احساس مرا عوض كند. هرگاه متوجه شوم كه در مقابل چيزي واكنش غير ارادي نشان مي دهم، قادرم در يك لحظه آن را تغيير دهم) اگر عميقاٌ به اين مطلب اعتقاد داشته باشيد خواهيد ديد كه نه فقط ترس شما از پاسخ منفي و جواب رد بر طرف مي شود بلكه مي توانيد احساس خشم، ناكامي، يا بي كفايتي رانيز از بين ببريد و ناگهان در مي يابيد كه بر سرنوشت خود حاكم شده ايد.
يكي ديگر از راههاي غلبه بر احساس طرد شدگي يابي كفايتي اين است كه در سلسله مراتب ارزشها تغييري ايجاد كنيم و مثلاٌ احساس خدمتگزاري يا شكر گزاري رادر اولويت بالاتر قرار دهيم. آنگاه اگر كسي به شما پاسخ رد داد اهميتي نخواهد داشت و بجاي آنكه به معايب خود فكر كنيد توجه خود را به اين مطلب جلب مي كنيد كه چگونه مي توان باز هم به آن شخص كمك كرد و يا وضعيت را به شكلي بهبود بخشيد. يا ممكن است نسبت به زندگي چنان احساس شكر گزاري داشته باشيد كه هيچ پاسخ منفي نتواند بر شما اثر بگذارد و يا حتي پاسخ منفي را در ذهن خود به عنوان طرد شدن معني نكنيد. اين عواطف باعث مي شود كه احساس بي سابقه اي از شادماني و ارتباط با ديگران در شما نفوذ كند.
باتغيير هر يك از عناصر ( نظام اساسي ارزيابي) مي توانيد به آساني و فوريت هر يك از جنبه هاي زندگي خود رادگرگون كنيد.
آيا تا كنون براي گرفتن تصميمي ساده مثلاٌ شروع به ورزش، دچار مشكل شده ايد؟ به احتمال زياد علتش اين بوده است كه موضوع رابيش ازحد پيچيده كرده، توجه خود به دهها كار مقدماتي كوچك معطوف ساخته ايد.مثلاٌ با خود فكر كرده ايد( اين كار دردسرهاي زيادي دارد، بايد با اتومبيلي به باشگاه بروم، پارك كنم، ورزش كنم، دوش بگيرم و غيره) معذالك وقتي به كارهاي ساده تري فكر مي كنيد، آنها را در مجموع بصورت يك كار كوچك مجسم سازيد. مثلاٌ اگر مي خواهيد در رستوراني غذا بخوريد يا مثلاٌ به كنار دريا برويد كافي است سوار اتومبيل شويد و به محل مورد نظر برويد!
تفاوت در اعمالي كه بايدانجام شود نيست بلكه در نحوه ارزيابي آنهاست. براي تغيير در نحوه زندگي، نحوه ارزيابي را عوض كنيد. .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله