غم زمانه خورم یا فراق یار کشمنه قوتی که توانم کناره جستن از اونه دست صبر که در آستین عقل برمز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیستچو میتوان به صبوری کشید جور عدوشراب خورده ساقی ز جام صافی وصلگلی چو روی تو گر در چمن به دست آید
به طاقتی که ندارم کدام بار کشمنه قدرتی که به شوخیش در کنار کشمنه پای عقل که در دامن قرار کشمجفای دوست زنم گر نه مردوار کشمچرا صبور نباشم که جور یار کشمضرورتست که درد سر خمار کشمکمینه دیده سعدیش پیش خار کشم
+ نوشته شده در جمعه ۵ مهر ۱۳۸۷ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله خدا را به خاطر اینکه به من زندگی را ارزانی داد سپاسگذارم :مرا آفرید آنکه دوستم داشت ...
آرزویی در سر نمی شکفد جز آنکه توان برآورده شدنش نیز به تو ارزانی شده باشد!!!!!!!!!!
به احترام پدر و معلمت از جا به پا خیز ... هر چند فرمانروا باشی - حضرت علی ع / غررالحکم- حکمت2341
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست///////عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد حافظ
؟؟؟؟؟ reyhane_sr ؟؟؟؟؟
من نشانی های خود را میدهم یک نفر باید مرا باور کند
علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته
است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست
تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازهٔ دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد.
ناپلئون بناپارت
.
.
セイバ 薩利赫我Ň
.