در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبه وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرمبه مجمعی که درآیند شاهدان دو عالمبه خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمحدیث روضه نگویم گل بهشت نبویممی بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوانهزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمبه گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشمنظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشمز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشمجمال حور نجویم دوان به سوی تو باشممرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشمو گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم
+ نوشته شده در جمعه ۵ مهر ۱۳۸۷ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله خدا را به خاطر اینکه به من زندگی را ارزانی داد سپاسگذارم :مرا آفرید آنکه دوستم داشت ...
آرزویی در سر نمی شکفد جز آنکه توان برآورده شدنش نیز به تو ارزانی شده باشد!!!!!!!!!!
به احترام پدر و معلمت از جا به پا خیز ... هر چند فرمانروا باشی - حضرت علی ع / غررالحکم- حکمت2341
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست///////عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد حافظ
؟؟؟؟؟ reyhane_sr ؟؟؟؟؟
من نشانی های خود را میدهم یک نفر باید مرا باور کند
علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته
است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست
تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازهٔ دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد.
ناپلئون بناپارت
.
.
セイバ 薩利赫我Ň
.