از کفم رها شد قرار دل
نیست دست من اختیار دل

هیز و هرزه گرد ضد اهل دل
گشته زین در آن در مدار دل

بس که هر کجا رفت و برنگشت
دیده شد سفید ز انتظار دل

عارف اینقدر لاف تا به کی
شیر عاجز است از شکار دل

افتخار مرد در درستی است
وز شکستگی است اعتبار دل

عارف قزوینی