زاغ و طوطی
زاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، زاغ هم راضی به رضای خدابود. اکنون طوطی در قفس است و زاغ آزاد.
ژس بهتر نیست راضی باشیم از داده و نداده های خداوند بزرگ و باید مطمئن باشیم که این است راز بزرگ مووفقیت (راضی بودن به انچه داریم و خوشبختی یعنی با انچه که داریم احساس خوشبختی کنیم نه با نداشته ی خود احساس بد بختی)
اینو نوشتم چون امروز چشمم به زاغی افتاد که از بالای خونمون داشت پرواز میکرد و طوطیه بال شکسته ی من تو قفس بود .از اونجا تصمیم گرفتم آزادش کنم -حتی از این لحظه فیلم هم گرفتم -ولی متاسفانه بال طوطی قشنگ من شکسته بود اون نتونست پرواز کنه اونجا از خودم خیلی بدم اومده بود ولی خوب انگار خدای من دوستم داشت چون از ته دلم نمی خواستم طوطی من از پیشم بره!
اون تا ابد همراه من میمونه ولی ازادانه تو حیاط خونه ی بزرگ ما اونم تو باغچه ای پر از گل و گیاه و سبزی های خوردنی در هر حال از خدا طلب بخشش کردم و نیتم ازاد سازی طوطیه خودمه پس این خودشه که تصمیم میگره بره یا جلد خونمون بشه و تا اخرش بمونه تا بار دیگر اسیر و زندونی قفس و زندان بانی سخت گیر ولی مهربان نشه.
خدا نگهدارتان باد
صابر صالحیان
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله