ضرب المثلها11
خشت برآب زدن :
دست به کار بیهوده زدن، همانند : آهن سرد کوفتن، آب به غربال پیمودن
خطش را خواندن
ارزشی برایش قائل شدن، حرفش در رو داشتن
خروسش می خواند:
اوضاعش روبراه است، پول فراوانی دارد، کبکش می خواند.
خروس بی محل بودن:
کاری را بی موقع و نسنجیده انجام دادن، حرف بیجا زدن
خلق تنگی کردن:
کم حوصلگی کردن، اوقات تلخی و عصبانیت
خواهر شوهر عقرب زیر فرش است:
چون چشم دیدن زن برادر را ندارد
خواب خرگوشی:
غفلت داشتن از آنچه در اطراف می گذرد، خود را به خواب زدن، بی خبر وانمود کردن
خوردن خوبی دارد ، پس دادن بدی
گرفتن وام مشکل گشاست، پس دادن آن دردسر
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله