ضرب المثلها18
· آب به آب شدن ( شده ) :
ناسازگار بودن آب و هوا در محل سكونت جديد ،منطقه
سكونت خود را تغيير دادن .
· آن روي ورق را نخواندن :
عاقبت كار را در نظر نگرفتن ، در حسابهايم پيش بيني
آن نكته را نكرده بودم .
· انگشت نماي خلق شدن :
رسواي عام و خاص شدن ،معروف و مشهور شدن .
· زن يك دنده اش كم است :
زود فريب مي خورد ، همانند : ناقص عمل است .
· ظاهر و باطن يكي بودن :
يكدل و يكرنگ بودن ، آدم بي ريا و صادق بودن .
· كار چاق كن (كار چاق كني ) :
وساطت و دلاني كردن ، كارگشايي كردن .
· مثل اسكلت :
لاغر و استخواني .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله