تا بحال در تمام عمرم اینقدر نترسیده بود.

نمی تونستم نفس بکشم.

به مدت چند ثانیه انگار فلج شدم و نمی تونستم تکون بخورم.

بعد که نفسم برگشت تمام بدنم شروع کرد به لرزیدن.

 

ـ خدایا شکرت. . . خدایا شکرت که فرصت دوباره ای بهم دادی . . . خدایا شکرت