ساختن دنیا
-"بيا ! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم . ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟"

و دوباره سراغ روزنامه اش رفت . مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است.اما يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت.
پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟"
پسرجواب داد: "جغرافي ديگر چيست؟"
پدر پرسيد: "پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟"
پسر گفت: "اتفاقاْ پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم." 
اگه داستان و خونده باشين مي فهميد كه اگه ما ادم ها يكم به جاي اينكه بخوايم
ديگران و اصلاح
كنيم به خودمون فكر كنيم و خودمون و خوب كنيم و به خوب ها ميل پيدا كنيم
دنيا درست ميشه
اين همه جنگ اين همه بدبختي اين همه خود خواهي و اين همه بي عدالتي رنگ مي بازه
و دنيا ميشه دنيا
بياين بيشتر به خودمون گير بديم![]()
پــــــــيامك:
" قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد " . گالیله
برداشت از وبلاگ دم ها http://a11.blogfa.com/
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله