خبر خوش
پس از ساعتی ، او داخل پاركینگ تك وتنها به طرف ماشینش می رفت كه زنی به وی نزدیك می شود. زن پیروزیش را تبریك می گوید و سپس عاجزانه می افزاید كه پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دكتر و هزینه بالای بیمارستان نیست .
دو ونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چك مسابقه را امضا نمود و درحالی كه آن را توی دست زن می فشارد گفت : برای فرزندتان سلامتی و روزهایخوشی را آرزو می كنم .
یك هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یك باشگاه روستایی مشغول صرف ناهاربود كه یكی از مدیران الیرتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیك می شود و می گوید : هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پاركینگ به من اطلاع دادند كه شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت كرده اید . می
خواستم به اطلاعتان برسانم كه آن زن یك كلاهبردار است . او نه تنها بچه مریض و مشرف به موت ندارد ، بلكه ازدواج هم نكرده . او شما را فریب داده، دوست غزیردو ونسزو می پرسد : منظورتان این است كه مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است .
بله كاملا همینطور است .
دو ونسزو می گوید : در این هفته ، این بهترین خبری است كه شنیدم .
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله