( دل بـردی از مـن به يغـما)( ای ترك غارتگر من )
( ديدی چه آوردی ای دوسـت )
(از دسـت دل بر سـر من )
عشـق تو در دل نـهان شد ، ( دل زار و تن ناتوان شد) رفتی چو تير و كمان شد

( از بـارِ غــم پيكر من )

بــارِ غــمِ عشــقِ اورا گردون نيارد تحملّ

دانلود تصنیف