حکایتی از گلستان سعدی
پادشاهی به چشم حقارت در طایفه درویشان نظر کرد . یکی از آن میان به فراست دریافت و گفت: ای ملک! ما در این دنیا به جیش از تو کمتریم و به عیش خوشتر و به مرگ برار و در قیامت بهتر انشا الله ـ
اگر کشـــــوری خـــدای کـــامران است
و اگــــر درویش حـــآجتمنتـــد نان اسـت
در آن ساعت کــه خواهنــد این و آن مرد
نخـــواهنـــد از جهــان بیش از کفن بــرد
+ نوشته شده در یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله