شطرنج
شطرنج
نابغه ای روزی کاسپاروف را به مسابقه شطرنج دعوت کرد و او پذیرفت که مسابقه انجام شود.
بازی شروع شد و کاسپاروف خوشحال بود که بازی به نفع او پیش میرود. وقتی بازی تمام شد و او فکر میکرد بازی را برده است، نابغه به او گفت باختی:
کاسپاروف با تعجب گفت من را مسخره می کنی یا واقعا باخت خود را قبول نداری؟
نابغه به او گفت خود را ببین که کجا ایستاده ای؟
کاسپاروف به اطراف خود نگاه کرد و متوجه شد یکی از مهره های سیاه مسابقه شطرنج نابغه است و برای شکست دادن مهره های سفید به نفع نابغه تا بحال تلاش می کرد.
بازی شروع شد و کاسپاروف خوشحال بود که بازی به نفع او پیش میرود. وقتی بازی تمام شد و او فکر میکرد بازی را برده است، نابغه به او گفت باختی:
کاسپاروف با تعجب گفت من را مسخره می کنی یا واقعا باخت خود را قبول نداری؟
نابغه به او گفت خود را ببین که کجا ایستاده ای؟
کاسپاروف به اطراف خود نگاه کرد و متوجه شد یکی از مهره های سیاه مسابقه شطرنج نابغه است و برای شکست دادن مهره های سفید به نفع نابغه تا بحال تلاش می کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله