علم کیمیا
لحظه ای که آینه عاشقش شد او را از همیشه در خود زیبا تر نشان می داد، پس مغرور شد و آیینه را شکست، ناگهان چهره واقعیش برایش نمایان شد.
پس نشست و با حسرت گفت:
هر آنکس خام علم کیمیا است
به عشق آغشته سازد منزلش را
دل عاشق چو آیینه خسی را
دو چندان می کند بال و پرش را