تاريخچه توتون و استعمال آن
البته ما امروزه اين خشكي بزرگ را مي شناسيم و مي دانيم كه از قاره هاي آمريكاي شمالي و جنوبي تشكيل شده است . اما كريستف كلمب به جزيره اي در ميان آمريكاي شمالي و جنوبي رسيد پنداشت كه آن جزيره كشور هند است و به همين علت اهالي آنجا را (indian ) ناميد .
بوميان با تازه واردان رفتاري دوستانه داشتند . كريستف كلمب به هنگام اقامت خود متوجه شد كه اهالي آنجا كاري را انجام مي دهند كه تا آن زمان هيچ يك از مردم اروپا از آن اطلاع نداشتند .
بوميان دود حاصل از سوختن برگهاي يك گياه عجيب را به داخل ريه هاي خود مي كشيدند . اين مردم تصور مي كردند برگهايي كه دود مي كنند براي مداواي بعضي بيماريها سودمند است . آنان , اين برگها را در آيين هاي قبيله اي هم دود مي كردند . كريستف كلمب ضمن تماشان بوميان تصور كرد كه چيزي جادويي كشف كرده است و هنگام مراجعت به اپانيا مقداري از برگها و دانه هاي آن گياه عجيب را با خود برد .
اين داستان , به طور مختصر , چگونگي ورود توتون به اروپاست . مردم اروپا اين گياه را( توباكو tobacco ) ناميدند . زيرا بوميان آمريكا براي دود كردن آن گياه از نوعي چپق به نام “تاباكو “ استفاده مي كردند . اين چپق به صورت يك لوله تو خالي Y مانند بود كه دوشاخه آن در بيني قرار مي گرفت , و در انتهاي ديگر , برگهاي توتون را قرار داده و مي سوزاندند و بدين ترتيب دود توتون را به بيني مي كشيدند . و چنين بود كه برگهاي توتون بعدها به نام “ توباكو “ شناخته شد . اما پس از ورود توتون به اروپا برخي از شخصيت هاي مشهور سبب رواج استعمال توتون شدند . نام يك مرد مشهور فرانسوي كلمه اي است كه امروزه با توتون ارتباط دارد . در اواسط قرن 16 م. ژان نيكوت , سفير فرانسه در پرتغال , به گياهي كه كريستف كلمب از “ سرزمين نو “ به همراه آورده بود علاقمند شد .
گفته شده است كه ژان نيكوت حتي مقداري دانه توتون براي ملكه فرانسه فرستاد .
احتمالا اكنون متوجه شده ايد كه “ نيكوت “ نام فاميل اين سفير , ريشه لغت “ نيكوتين “ از مهمترين سموم موجود در سيگار است .
والتر راله شخصيت معروف ديگري است كه دوران زندگيش با اوايل استعمال توتون در اروپا همزمان است . به نظر مي رسد كه او در مصرف توتون زياده روي مي كرد و چون فرد مشهوري بود , سبب شد كه استعمال توتون در انگليس رايج و مردم پسند شود .
شايد مي دانيد كه والتر راله يكي از كاشفان بزرگ انگليسي و مردي خودنما بوده است . يك بار شنل خود را بر روي زميني گل آلود انداخت تا كفشهاي ملكه تميز بماند .
درباره والتر راله يك داستان جالب ديگر نيز حكايت شده كه مربوط به استفاده او از توتون است . يك روز هنگامي كه والتر راله مشغول استعمال توتون بود و دود أن را به درون حلق وبيني خود مي كشيد يكي از خدمتكارانش ديد كه از دهاي و بيني او دود بيرون مي أيد . نگران اربابش شد كه مبادا از درون آتش گرفته باشد و فوري يك سطل آب روي سر والتر راله ريخت!
(منبع: نشريه انديشه)
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله