در اوستا اين‌ گونه‌ از فلسفة‌ خلقت‌ سخن‌ به‌ ميان‌ آمده‌ است‌:

«اي‌ آفريننده‌ بزرگ‌ و دانا، از راه‌ خرد و بينش‌ و الهام‌، راز پديدآمدن‌ آفرينش‌ رااز روز اول‌به‌ من‌ بياموزتا حقيقت‌ را به‌ مردم‌ جهان‌آشكار سازم‌.»    
«پروردگارا روان‌ آفرينش‌ به‌ درگاه‌ تو گله‌مند است‌. براي‌ چه‌ مرابيافريدي‌؟ چه‌ كسي‌ مرا كالبد هستي‌ بخشيد؟»(2)