حکایت
یکی را از وزرا پسری کودن بود پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مرین را تربیتی میکن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و مؤثر نبود، پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمیباشد و مرا دیوانه کرد.
| چون بود اصل گوهرى قابل | تربیت را در او اثر باشد | |
| هیچ صیقل نکو نداند کرد | آهنی را که بد گهر باشد | |
| سگ به دریای هفت گانه بشوی | چو نکه تر شد پلیدتر باشد | |
| خر عیسی گرش به مکه برند | چون بیاید هنوز خر باشد |
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله