فامیل خدا

کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها استاده بود و به ویترین فروشگاه نگاه می کرد.

زنی در حال عبور او را دید. او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت مواظب خودت باش...

کودک به چشمهای زن خیره شد و پرسید خانم شما خدا هستید؟

 

زن لبخندی زد و پاسخ داد:

من فقط یکی از بنده های خدا هستم

کودک گفت مطمئن بودم با نسبتی دارید

 

گاهی اوقات دیده اید کسانی را که به خاطر نسبت داشتن با شخص بزرگی مباهات می کنند؟

براستی چه اتفاقی بالاتر از اینکه ما با خدا نسبت داریم!

انسانها خدا نمی شوند. اما می توانند خدا گونه شوند. و انسان خدا گونه کارهای خدایی می کنند.