حسین(ع) یک درس بزرگ‌تر از شهادت به ما داده است،  و آن، نیمه‌تمام گذاشتنِ حج و رفتن به سوی شهادت است. حجی که همه‌ی اسلافش، اجداداش،  جدش و پدرش برای احیای این سنت جهاد کرده‌اند‌. این حج را نیمه تمام می‌گذارد و شهادت را انتخاب می کند. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه‌ی حج‌گذاران تاریخ، نمارگزاران تاریخ، مومنانِ به سنتِ ابراهیم بیاموزد که اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین(ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گردِ خانه‌ی خدا با خانه‌ی بت مساوی است. در آن‌لحظه که حسین(ع) حج را نیمه‌تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد، کسانی که به طواف هم‌چنان در غیبت حسین(ع) ادامه دادند مساوی هستند با کسانی که در همان‌حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند. زیرا شهید که حاضر است، در همه‌ی صحنه‌های حق و باطل‌، در همه‌ی جهادهای میان ظلم و عدل شاهد است‌، حضور دارد‌. می‌خواهد با حضورش این پیام را به همه‌ی انسان‌ها بدهد که وقتی در صحنه نیستی، وقتی از صحنه‌ی حق و باطل زمان خویش غایبی، هر کجا که خواهی باش‌! وقتی در صحنه‌ی حق و باطل نیستی، وقتی شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه‌ات نیستی؛ هر کجا که خواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی، هردو یکی است‌..