کاش می شد
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
گفته بودي با تو مي مانم ولي
رفتي و گفتي که اينجا جا نبود
ساليان سال تنها مانده ام
من دعا کردم براي بازگشت
باز هم گفتي که فردا ميرسي

كاش ميشد هيچ کس تنها نبود
گفته بودي با تو مي مانم ولي
رفتي و گفتي که اينجا جا نبود
ساليان سال تنها مانده ام
من دعا کردم براي بازگشت
باز هم گفتي که فردا ميرسي


صداقت يعني از مرز افق ها
به قصد ديدن رويت گذشتن
ميان كوچه هاي سبز احساس
به دنبال قدم هاي تو گشتن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نجابت يعني از باغ نگاهت
به رسم عاطفه يك پونه چيدن
ميان سايه روشن هاي احساس
ترا از پشت يك آئينه ديدن
![]()
![]()
![]()
دوچشمت سرزمين آرزوها
نگاهت داستان آشنايي ست
امان از آن زمان كه قلب عاشق
گرفتار خزان يك جداييست 
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی
|
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله