زئوس
زئوس
زئوس جوانترين فرزند " Cronus " و " Rhea " فرمانرواي بزرگ كوههاي المپ مقدونيه و همينطور آرامگاه خداياني بود كه در آنجا واقع شد بود. او يك فرمانرواي بزرگ بود و حمايت و برپايي قانون و اخلاق او را به يك خدا، هم در ميان ديگر خدايان و هم در ميان مردم تبديل كرده بود. زئوس يكي از خدايان آن دوران بود و به عنوان خداي آب و هوا توسط قبايل يوناني كه از مناطق بالكان به آن مناطق جنوبي آمده بودند (۲۱۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح) شناخته و پرستش ميشد همانطور كه اوصاف اصلي او آذرخش است زئوس ساعقه و باران را هدايت ميكرد. “Theocritus” در حدود ۲۶۵ سال قبل از ميلاد مسيح مينويسد... زئوس گاهي باراني و گاهي صاف است (sometimes Zeus is clear, sometimes he rains). زئوس همچنين به عنوان مسبب طوفان نيز خوانده مي شده است. در اشعار حماسي هومر "ايلياد" زئوس براي دشمنانش طوفانهاي سهمگيني مي فرستاده. نام زئوس به كلمه ي يوناني ديوس ( Dios ) برميگردد به و معني "روشن/ درخسان" است. صفتهاي ديگر زئوس مانند آذرخش، اصاي سلطنتي، عقاب و سپر او كه از پوست بز " Amaltheia " بود است.
قبل از تغيير حكومت سلطنتي، زئوس محافظ شاه و خانواده اش بود و در هنگامي كه حكومت سلطنتي جاي خود را به حكومت دمكراتيك داد او به سر قضاوت گر شهر و مصلح (كسي كه صلح مي آورد) شناخته شد و همچنين به مهمترين خدا در بين مردم تبديل گرديد. او صلح را به مناطق ظلم مي آورد و در اين باب ۷۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح " Hesiod " اورا به عنوان "ارباب عدالت" معرفي كرده است. زئوس همچنين به نامهاي ديگري نيز مشهور است مانند ... “Kosmetas "به معني فرمانده..... “Soter " به معني ناجي/منجي........ " Polieos " به معني سرپرست و والي شهر و " Eleutherios " به معني ضامن آزادي سياسي. وظايف او در اين نوع حكومت برپايي قانوون، جوابگو و حامي محتاجان و متقاضيان، بر پايي فستيوالهاي مختلف و پيشگويي بود. (مهمترين پيشگويي او در " Dodona " ي " Epirus " بود (جايي در شمال شرقي يونان باستان). زئوس به عنوان يك خدا ي بزرگ بر رفتار مردم نظارت ميكرد ولي اين " پدر خدايان و انسان " به تعريف هومر داستانهاي اساطيري متعدد و بيشتري نيز داشت.
مهمترين و مشهور ترين اين داستانها از " Hesiod " به نام " Theogony " نسب نامه ي خدايان روايت شده است و توضيح ميدهد كه زئوس چگونه قدرت و فرمانروايي جائودانه را از پدرش " Cronus " گرفت.ستيز زئوس عليه " Titan " وقتي آغاز شد كه " Cronus " پدر " Zeus " اخطاري را دريافت كرد كه فرزندانش قدرت و حاكمييت را از او خواهند گرفت و او را خلع خواهند كرد. " Cronus " نتيجه را ازقبل ميدانست زيرا سالها پيش او نيز همين كار را با پدر خويش " Uranus " كرده بود پس براي جلوگيري از اين اتفاق او او تمام فرزندان تازه متولد شده ي خود را بلعيد " Hesita " " demeter " Hera " " Hades " و " Poseidon ". ولي همسرش " Thea " كه در واقع خواهرش بود به كمك مادرش " Gaia " در قنداق زئوس سنگ گذاشتند و " Cronus " هم به خيال اينكه در اين قنداق نيز يكي از فرزندانش است آن را بلعيد. و اين شد كه " Thea " فرزندش زئوس را نجات داد و به قاري در كوه " Dicte " برد و در آنجا زئوس از شير بزي كه از طرف خدا فرستاده شده بود " Amaltheia " تغزيه كرد و سپس زئوس كوچك تبديل به يك جوان بالغ شد
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله