جوکهای برره ای 4
|
يه روز يه برره ای به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي |
|
نگاه منطقي يک برره ای به زندگي : |
|
روابط عمومي کل بانک ها از هم وطنان عزيز برره ای، |
|
برره ایه با پسرش بانک می زنن و فرار می کن |
|
برره ايه ميره لاس وگاس ، |
|
مي دوني اگه يه برره ای يه نارنجك انداخت طرفت با يد چي كار كني؟ . . . |
|
برره ایه ميره تو خيابون مي بينه نوشته : سيو همان سيب است... |
|
برره ایه از نماز جمعه برميگرده ازش مي پرسند شعار اين هفته چي بود؟ |
|
یه برره ای و یه فارسه داشتن با هم توي پارك راه مي رفتن. |
|
يه روز يه برره ای از پسرش مي پرسه چند سالته؟ |
|
از یه برره ای می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر برره ای احتیاج داری؟ |
|
برره ایه به زنش مبگه: |
|
برره ایه ۲سال میره سربازی |
|
حكومت نظامي بود. |
|
به برره ایه ميگن : آقا شما برره ای هستین؟ |
بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا الله